محصول به سبد خرید اضافه شد
0

حکمت ۴۱۳ نهج البلاغه: صبر آزادگان، یا بی‌تابی جاهلان

تاریخ: 14 اردیبهشت 1399
بازدید: 11

صبر آزادگان، یا بی‌تابی جاهلان

 

 

دو راهى مصائب:

به نظر مى رسد امام(علیه السلام) این جمله گفتار حکیمانه ۴۱۳ را به هنگام تسلیت گفتن به یکى از افراد مصیبت زده بیان فرموده و بعید نیست حکمت بعدى (۴۱۴) که خطاب به اشعث بن قیس است تعبیر دیگرى از این حکمت، و مخاطب در هر دو اشعث بن قیس باشد.

امام(علیه السلام) در این گفتار حکیمانه مصیبت زدگان را بر سر دو راهى قرار مى دهد، مى فرماید: «هرکس همچون آزادگان شکیبا باشد (به اجر و پاداش صابران خواهد رسید و آرامش خواهد یافت) وگرنه همچون جاهلان، خود را به غفلت خواهد زد»; (مَنْ صَبَرَ صَبْرَ الاَْحْرَارِ، وَإِلاَّ سَلاَ سُلُّوَّ الاَْغْمَارِ).

«سلا» از ماده «سُلُوّ» (بر وزن غلو) به معناى به فراموشى سپردن و از یاد بردن چیزى است. و «اغمار» جمع «غُمر» (بر وزن عمق) به معناى انسان جاهل و نادان است. این واژه در اصل به معناى از بین بردن اثر چیزى است مانند آب زیادى که چهره چیزى را مى پوشاند و یا جهل و نادانى عمیق که انسان را در خود فرو مى برد و گرفتار غفلت و سرگردانى مى کند.

اشاره به این که براى تخفیف آلام و دردهاى مصائب، انسان دو راه در پیش دارد; راهى را عاقلان برمى گزینند و راه دیگر را جاهلان. افراد عاقل و بزرگوار و باشخصیت در برابر مصائب شکیبایى پیشه مى کنند، جزع و فزع به خود راه نمى دهند و مى دانند زندگى دنیا به هر حال، آمیخته با درد و رنج هاست که بسیارى از آن ها اجتناب ناپذیر است و همگان گرفتار آن مى شوند، خواه یک فرد ضعیف باشد یا رئیس نیرومند یک کشور و فرمانده یک لشکر. این شکیبایى سبب مى شود که آن ها زبان به ناشکرى نگشایند و از خداوند شکایت نکنند و در عمل نیز جزع و فزع ننمایند بلکه خدا را شکر گویند و مصیبت را آزمون الهى یا جبران خطاها و یا مقدمه نعمتى بدانند.

آن ها اجر و پاداش صابران را خواهند داشت که قرآن مجید از آن ها با عظمت یاد کرده، مى فرماید: «(وَلَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَىْء مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْص مِنَ الاَْمْوَالِ وَالاَْنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ * الَّذِینَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِیبَهٌ قَالُوا إِنَّا للهِِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ * أُوْلَئِکَ عَلَیْهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَرَحْمَهٌ وَأُوْلَئِکَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ); قطعاً همه شما را با چیزى از ترس، گرسنگى و کاهش در مال ها و جان ها و میوه ها آزمایش مى کنیم; و بشارت ده به استقامت کنندگان! آن ها که هرگاه مصیبتى به ایشان مى رسد، مى گویند: «ما از آن خداییم; و به سوى او بازمى گردیم». اینها، همان ها هستند که الطاف و رحمت خدا شامل حالشان شده; و آن ها هدایت یافتگان هستند!».[۱]

اما جاهلان، این راه روشن و پرافتخار را رها کرده براى فراموش کردن مصائب، خود را به غفلت و بى خبرى مى زنند و به سرگرمى هاى ناسالم و لهو و لعب مى پردازند; نه اجر صابران را دارند و نه افتخارات آن ها را. روشن است که منظور امام(علیه السلام) این نیست که یکى از این دو راه را انتخاب کنید بلکه منظور این است که اگر راه اوّل را نپذیرفتید به راه دوم خواهید افتاد که رهبر شما در این راه، شیطان و هواى نفس است. البته بعضى از جاهلان راه سومى انتخاب مى کنند; آنقدر جزع و فزع و بى تابى مى کنند و سخنان ناموزون مى گویند تا خسته شوند و با گذشت زمان به تدریج فشار مصیبت کاسته شود; این راه نیز راه عاقلان و افراد باایمان نیست.

در حکمت ۴۱۴ که تعبیر دیگرى از حکمت ۴۱۳ است مى خوانیم که امام(علیه السلام) در خبر دیگرى این سخن را خطاب به اشعث به عنوان تسلیت مرگ فرزندش عنوان کرد و فرمود: «هرگاه همچون بزرگواران صبر پیشه کنى (پیروز خواهى شد) وگرنه همچون چهارپایان، خود را به غفلت خواهى زد»; (إِنْ صَبَرْتَ صَبْرَ الاَْکَارِمِ، وَ إِلاَّ سَلَوْتَ سُلُوَّ الْبَهَائِمِ).

تفاوت میان این دو گفتار حکیمانه این است که در جمله دوم به جاى احرار (آزادگان)، اکارم (بزرگواران) آمده است که هر دو قریب المضمون هستند و به جاى اغمار (جاهلان)، بهائم (چهارپایان) ذکر شده که آن ها نیز مضمونى شبیه به هم دارند. در حکمت ۲۹۱ تسلیت امام(علیه السلام) به اشعث بن قیس براى مرگ فرزندش به صورت گسترده ترى آمده است که شرح آن را در ذیل همان حکمت بیان کردیم. شرح حال اشعث بن قیس را نیز که از منافقان مشهور بود و امام(علیه السلام) به دلایلى با او مدارا مى کرد در ذیل نامه پنجم (جلد نهم پیام امام(علیه السلام)) آوردیم.

*****
نکته:
راه صحیح برخورد با مشکلات زندگى:

زندگى، خالى از مشکلات و درد و رنج ها نیست.

پاره اى از آن ها قابل اجتناب است که انسان باید با هشیارى جلوى آن ها را بگیرد و یا اگر براثر غفلت مشکلى دامان او را گرفت راهى براى برون رفت از آن پیدا کند و دست روى دست نگذارد تا مشکل، او را از پاى درآورد. ولى پاره اى از مشکلات چنین نیست و هیچ کس قادر بر دفع آن نمى باشد ازجمله این که همه دوستان و خویشاوندان با هم به دنیا نمى آیند و همه با هم از دنیا نمى روند; فقدان عزیزان مطلبى است غیر قابل اجتناب.

این از یک سو، از سوى دیگر فشار مصیبت گاه به قدرى سنگین است که اگر انسان چاره اى براى آن نیندیشد او را از پاى درمى آورد.

بهترین راه براى کاستن و از بین بردن فشار مصیبت توجه به پاداش صابران و شخصیت آن ها در پیشگاه خداوند است و این زاییده ایمان و تقواست. انسان مؤمن و متقى مى داند هرچه از سوى دوست مى رسد نیکوست و اى بسا در مصائب، مصالحى باشد که بسیار مفید و مؤثر بوده و از اهمیت مصیبت، برتر و بالاتر است و یا جبران گناهى است که از انسان سرزده و سبب پاکى او مى شود و یا آزمونى است که اگر از عهده آن برآید مقام مقربان درگاه خدا را پیدا مى کند. این تفکر و اندیشه است که فشار مصیبت را مى کاهد و از بین مى برد.

تعبیر به «احرار» در کلام امام(علیه السلام) نیز ناظر به همین معناست که آزادگان مى کوشند از طرق مختلف، آثار سوء حوادث ناگوار را از خود دور سازند و با صبر و شکیبایى به استقبال آینده روشنى بروند و تا آن جا که ممکن است حوادث ناگوار را جبران سازند ولى اغمار (جاهلان) یا زبان به ناشکرى مى گشایند و یا با سرگرمى هاى ناسالم خود را مشغول مى کنند.

توجه به آنچه در آیات و روایات درباره پاداش صابران آمده نیز تأثیر بسزایى در صبر و شکیبایى انسان در برابر حوادث ناگوار دارد. در حدیثى از پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) مى خوانیم: «الصَّبْرُ خَیرُ مَرْکَب مَا رَزَقَ اللَّهُ عَبْداً خَیراً لَهُ وَ لاَ أَوْسَعَ مِنَ الصَّبْر; صبر بهترین مرکب راهوار است و خداوند به بنده اى از بندگانش چیزى بهتر و گسترده تر از صبر عنایت نکرده است».[۲]

در حدیثى از امیرمؤمنان على(علیه السلام) مى خوانیم که فرمود: «الصّبرُ على البلاءِ أفضَلُ مِن العافیهِ فى الرَّخاءِ; صبر در برابر مشکلات، برتر از عافیت در وسعت است».[۳] زیرا اجر فراوان اخروى آن قابل مقایسه نیست.[۴]
*****
پی نوشت:
[۱]. بقره، آیات ۱۵۵-۱۵۷.
[۲]. بحارالانوار، ج ۷۹، ص ۱۳۹.
[۳]. غررالحکم، ح ۶۲۷۱.
[۴]. سند گفتار حکیمانه: مرحوم خطیب در مصادر مى گوید: این کلام حکمت آمیز (۴۱۳) را ماوردى در ادب الدنیا والدین آورده است. و در ذیل کلام حکمت آمیز ۴۱۴ این را از آمدى نقل کرده و در دنبال آن مى گوید: تسلیت گفتن امیرمؤمنان على(علیه السلام) به اشعث بن قیس مشهور است که علما و بزرگان دین قبل از سید رضى و بعد از او به عبارات مختلف آن را نقل کرده اند و مضمون همه یکى است. (مصادر نهج البلاغه، ج ۴، ص ۲۹۲)

برچسب‌ها:

دیدگاه‌ها

رفتن به بالای صفحه

۰۲۱۸۸۱۹۲۴۹۶-۰۹۰۳۶۵۵۶۲۰۸
با ما در تماس باشید

آدرس: استان : تهران - شهرستان : تهران - بخش : مرکزی - شهر : تهران - محله : نظامی گنجوی - کوچه شروان - خیابان ولیعصر - شروان - پلاک : -2442.0 - طبقه : 3 - واحد : 9

تمامی حقوق این سایت متعلق به نینوایان می باشد.
Copyright © 2025 neynavayan.ir