محصول به سبد خرید اضافه شد
0

حکمت ۴۰۸ نهج البلاغه: نتیجه مقابله با حق

تاریخ: 14 اردیبهشت 1399
بازدید: 19

نتیجه مقابله با حق

 

با حق ستیزه مکن! به زمین خواهى خورد:

امام(علیه السلام) در این گفتار کوتاه و حکیمانه به نکته مهم و سرنوشت سازى اشاره کرده، مى فرماید: «آن کس که با حق درافتد حق او را بر زمین خواهد زد»; (مَنْ صَارَعَ الْحَقَّ صَرَعَهُ).

آنچه امام(علیه السلام) در این گفتار نورانى بیان فرموده همان چیزى است که بارها تجربه شده و تاریخ شواهد فراوانى براى آن دارد. زیرا حق به معناى واقعیت است و در برابر آن، باطل چیزى است که برخلاف واقع است و طرفداران آن مى خواهند با زور و فشار آن را سرپا نگاه دارند و طبیعى است روزى فرا مى رسد که آن زور و فشار کم مى شود و بساط باطل برچیده خواهد شد.

شک نیست که طرفدارى از حق نیز گاه مشکلات فراوانى دارد و طرفدارى از باطل گاه ساده و آسان است ولى اصل کلى بر این است که حق چون بر پایه واقعیت ها استوار است سرانجام ثابت و برقرار خواهد شد و باطل چون برخلاف واقعیت هاست سرانجام شکست خواهد خورد.

قرآن مجید در مثالى که براى حق و باطل زده مى فرماید: حق همچون آب است و باطل همچون کف هاى روى آب، این کف ها مدتى خودنمایى و جوش و خروش دارند ولى چیزى نمى گذرد که محو و نابود مى شوند و آب که حق است باقى مى ماند: (فَأَمَّا الزَّبَدُ فَیَذْهَبُ جُفَاءً وَأَمَّا مَا یَنفَعُ النَّاسَ فَیَمْکُثُ فِى الاَْرْضِ).[۱]

از این گذشته، بالاترین حق و واقعیت در عالم، ذات پاک خداست و اوست که از حق حمایت مى کند و فرشتگان او مأمورند که طرفداران حق را حمایت کنند. «(إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلاَئِکَهُ أَلاَّ تَخَافُوا
وَلاَ تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّهِ الَّتِى کُنْتُمْ تُوعَدُونَ); به یقین کسانى که گفتند: «پروردگار ما خداوند یگانه است!» سپس استقامت کردند، فرشتگان بر آنان نازل مى شوند که «نترسید و غمگین مباشید، و بشارت باد بر شما به آن بهشتى که به شما وعده داده شده است».[۲]

هنگامى که پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) ظهور کرد تنها بود و با گروه عظیم دشمنان سرسخت و لجوج و نیرومند روبرو شد اما چون طرفدار حق بود پیروز گشت و چون دشمنانش با حق درآویختند بر زمین خوردند. سایر انبیا از ابراهیم گرفته تا موسى بن عمران(علیهما السلام) و مردان مبارزى که حمایت از حق کردند به پیروزى رسیدند گرچه گروهى از آن ها در این راه شربت شهادت نوشیدند ولى اهداف و برنامه هاى آن ها زنده و جاویدان ماند.

این وعده الهى است که در آیات متعددى از قرآن نیز به آن اشاره شده ازجمله: «(وَعَدَ اللهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُم فِى الاَْرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِى ارْتَضَى لَهُمْ وَلَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِّنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدُونَنِى لاَ یُشْرِکُونَ بِى شَیْئاً); خداوند به کسانى از شما که ایمان آورده و کارهاى شایسته انجام داده اند وعده مى دهد که قطعاً آنان را حکمران روى زمین خواهد کرد، همان گونه که به پیشینیان آن ها خلافت روى زمین را بخشید; و دین و آیینى را که براى آنان پسندیده، پابرجا و ریشه دار خواهد ساخت; و ترسشان را به امنیت و آرامش مبدّل مى کند، آن چنان که تنها مرا مى پرستند و چیزى را شریک من نخواهند ساخت».[۳]

جالب توجه این که ابن ابى الحدید در شرح خطبه قاصعه پس از اشاره به فعالیت هاى تبلیغاتى بنى امیه براى محو آثار على(علیه السلام) و فضایل او و تعیین جایزه براى کسانى که اخبار و احادیث براى خلفاى پیشین ذکر کنند مى گوید: آن ها در هنگامى که قدرت به دست داشتند از هیچ کوششى براى محو کردن نام على(علیه السلام) و فرزندانش و خاموش کردن نور آن ها و کتمان فضایل و مناقب و سوابقشان و وادار کردن مردم به سب و لعن آن ها بر منابر کوتاهى نکردند.

پیوسته خون از شمشیرهاى آن ها مى چکید در حالى که اهل بیت(علیهم السلام) در آن زمان عده کمى بودند و دشمنان، بسیار.

بعضى را کشتند و بعضى را اسیر کردند و بعضى را تبعید نمودند و بعضى فرار کردند و پنهان شدند و بعضى پیوسته در خوف به سر مى بردند این اوضاع به قدرى وخیم بود که گاه فقیه و محدث و قاضى و متکلمى را ملاقات مى کردند و او را تهدید شدید به اشد عقوبات مى نمودند که کمترین سخنى از فضایل اهل بیت(علیهم السلام) نگوید و کار تقیه به جایى رسید که وقتى یکى از محدثین مى خواست حدیثى از على(علیه السلام) نقل کند نام او رانمى برد و به جاى آن مى گفت: مردى از قریش چنین گفت یا مردى از قریش چنین کرد… .

سپس مى افزاید: معاویه و یزید و بنى مروان در ایام حکومتشان که هشتاد سال طول کشید با تمام توان تلاش کردند که مردم را مجبور به دشنام دادن به امیرمؤمنان على(علیه السلام) و پنهان کردن فضایلش کنند تا آن جا که عامر بن عبدالله بن زبیر به فرزندش گفت: پسرم على(علیه السلام) را جز به نیکى یاد مکن زیرا بنى امیه هشتاد سال او را بر منابر لعن کردند اما این کار چیزى جز بر رفعت مقام و عظمت على(علیه السلام) نیفزود. سپس اشاره به دوران حجاج مى کند که چه جنایاتى را براى اخفاء فضایل على(علیه السلام) و فرزندان و شیعیانش مرتکب شد.

و در پایان مى گوید: ولى خداوند اراده کرده بود که روزبه روز بر نور و روشنایى فضایل آن ها بیفزاید و محبت آن ها را در دل ها افزون کند. اگر فضایل آن حضرت مانند کعبه آشکار و روشن نبود چیزى از آن امروز به دست ما نمى رسید.[۴]

آرى، به گفته امام شافعى: در شگفتم از مردى که دشمنانش فضایل او را از روى حسد کتمان کردند و دوستانش از ترس، ولى با این حال شرق و غرب جهان را پر کرده است.[۵]

در مقابل، دشمنانش چنان منفور شدند که در مرکز حکومت آن ها (شام) حتى قبر آبادى از آن ها دیده نمى شود در حالى که آثار اهل بیت(علیهم السلام) در پایتخت حکومت آن ها مثل آفتاب مى درخشد. آرى کسى که با حق بجنگد حق او را بر زمین مى کوبد.

در این جا ممکن است سؤال شود که پس چرا ما جمعى از طرفداران باطل را مى بینیم که مدت ها بر سر کار ماندند و حکومت کردند و با حق درافتادند و در عین حال به زمین نخوردند؟

پاسخ این سؤال با توجه به یک نکته روشن مى شود و آن این که این گونه حکومت ها براى حفظ خود کارهاى مثبتى نیز داشتند: ایجاد امنیت، پیشرفت اقتصادى و گاه کمک به نیازمندان. آن ها به دلیل همین مقدار از حق که عمل مى کردند مدتى بر سر کار ماندند نه به سبب حمایت هایى که از باطل داشتند.

این نکته را نیز نباید فراموش کرد که گروه هایى ممکن است براثر اشتباه در راه باطل گام گذاشته باشند و اکثریت را در بعضى از جوامع تشکیل دهند اما چون با حق مبارزه ندارند مصداق کلام امیرمؤمنان(علیه السلام) نیستند که حق، آن ها را بر زمین بزند.[۶]

*****
پی نوشت:
[۱]. رعد، آیه ۱۷.
[۲]. فصلت، آیه ۳۰.
[۳]. نور، آیه ۵۵.
[۴]. شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید، ج ۱۳، ص ۲۱۹ به بعد.
[۵]. على فى الکتاب و السنه، ج ۱، ص ۱۰.
[۶]. سند گفتار حکیمانه: از کسانى که «قبل از سید رضى» این گفتار حکیمانه را نقل کرده اند مرحوم شیخ مفید در ارشاد است و از کسانى که «بعد از سید رضى» آن را در کتب خود آورده اند میدانى در مجمع الامثال و زمخشرى در ربیع الابرار و قضاعى در دُستور معالم الحکم است. (مصادر نهج البلاغه، ج ۴، ص ۲۹۱)

برچسب‌ها:

دیدگاه‌ها

رفتن به بالای صفحه

۰۲۱۸۸۱۹۲۴۹۶-۰۹۰۳۶۵۵۶۲۰۸
با ما در تماس باشید

آدرس: استان : تهران - شهرستان : تهران - بخش : مرکزی - شهر : تهران - محله : نظامی گنجوی - کوچه شروان - خیابان ولیعصر - شروان - پلاک : -2442.0 - طبقه : 3 - واحد : 9

تمامی حقوق این سایت متعلق به نینوایان می باشد.
Copyright © 2025 neynavayan.ir