حکمت ۳۹۷ نهج البلاغه: درباره عطر مشک

درباره عطر مشک
بهترین عطرها:
امام(علیه السلام) در این بیان کوتاه و پرمعنا از یکى از مواد معطر یعنى مِشک تعریف و تمجید مى کند، مى فرماید: «مشک، عطر خوبى است حملش سبک و عطرش بسیار خوب است»; (نِعْمَ الطِّیبُ الْمِسْکُ خَفِیفٌ مَحْمِلُهُ عَطِرٌ رِیحُهُ).
بوى خوش در اسلام و مخصوصاً احادیث پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) و ائمه هدى(علیهم السلام) بسیار مدح شده است و به مسلمانان دستور داده اند که از عطریات استفاده کنند و همیشه خوشبو باشند و مخصوصاً به هنگام نماز از بوى خوش استفاده نمایند. مرحوم کلینى در جلد ششم کافى از امام سجاد(علیه السلام) نقل مى کند که آن حضرت ظرفى داشت که در آن مشک بود و در کنار سجده گاهش مى گذاشت و هنگامى که مى خواست وارد نماز شود از آن بر مى داشت و خود را خوشبو مى ساخت; (کَانَتْ لِعَلِى بْنِ الْحُسَینِ(علیه السلام) قَارُورَهُ مِسْک فِى مَسْجِدِهِ فَإِذَا دَخَلَ لِلصَّلاَهِ أَخَذَ مِنْهُ فَتَمَسَّحَ بِهِ).[۱]
در حدیث دیگرى آمده است که امام صادق(علیه السلام) فرمود: «صَلاهُ مُتَطَیب أَفْضَلُ مِنْ سَبْعِینَ صَلاَهً بِغَیرِ طِیب; نماز کسى که خود را خوشبو مى کند برتر از هفتاد نماز بدون آن است».[۲]
حتى براى روزه دار که بوییدن گل ها مکروه است استفاده از عطریات نه تنها ممنوع نیست بلکه توصیه شده است: در روایتى مى خوانیم: «کَانَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ(علیه السلام) إِذَا صَامَ تَطَیبَ بِالطِّیبِ وَیقُولُ الطِّیبُ تُحْفَهُ الصَّائِمِ; امام صادق(علیه السلام) هنگامى که روزه مى گرفت از عطر استفاده مى کرد و مى گفت: عطر تحفه روزه دار است».[۳]
استفاده از عطر نه تنها در حال نماز و روزه بلکه در تمام حالات (جز در حال احرام) توصیه شده است تا آن جا که درباره پیغمبر(صلى الله علیه وآله) مى خوانیم: «کَانَ رَسُولُ اللَّهِ(صلى الله علیه وآله) ینْفِقُ فِى الطِّیبِ أَکْثَرَ مِمَّا ینْفِقُ فِى الطَّعَامِ; آنچه پیامبر(صلى الله علیه وآله) براى عطر هزینه مى کرد بیش از آن بود که براى غذا هزینه مى کرد».[۴]
البته این موضوع هرگز اسراف نبود زیرا هزینه زندگى ساده پیغمبر(صلى الله علیه وآله) بسیار کم بود و هزینه عطریات به خصوص مشک که از راه هاى دور مى آوردند نسبتاً زیاد بود.
البته درمورد زنان اکیداً نهى شده است که به هنگام بیرون آمدن از خانه یا ملاقات با نامحرم خود را خوشبو سازند به گونه اى که دیگران آن عطر را استشمام کنند زیرا ممکن است منشأ مفاسدى گردد.
به هر حال امام(علیه السلام) در گفتار حکیمانه مورد بحث، درباره برترى مشک بر عطریات دیگر مى فرماید: امتیاز این عطر بر سایر عطرها این است که اولاً حملش آسان است زیرا ظرف بزرگى لازم ندارد به علاوه مانند بسیارى از عطریات به صورت مایع نیست که مشکلات خاص خود را داشته باشد بلکه به صورت جامد بوده و استفاده کردن از آن نیز بسیار آسان است; انسان با سر انگشت خود مى تواند مقدارى از آن را بردارد و به خویش بمالد.
اضافه بر این، بوى مشک را غالب مردم با اختلاف سلیقه اى که درباره عطر دارند مى پسندند و لذا امام(علیه السلام) آن را مدح و ستایش مى کند.
به همین دلیل از حالات پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) و ائمه هدى(علیهم السلام) استفاده مى شود که بسیارى از آن بزرگواران از مشک استفاده مى کردند حتى گاهى مقدارى از آن را در غذا مى ریختند.[۵]
در اهمیت استفاده از بوى خوش در نمازها همین بس که مرحوم کلینى در باب الغالیه در کافى نقل مى کند که امام على بن الحسین(علیهما السلام) شبى از شب هاى سرد زمستانى جبه خز و ردایى از خز و عمامه اى از خز پوشیده بود و خود را با بوهاى خوش کاملاً معطر ساخته بود یکى از یاران حضرت، ایشان را با آن حالت مشاهده کرد، عرض کرد: فدایت شوم در این وقت شب با این وضع کجا مى روید؟ فرمود: «إِنِّى أُرِیدُ أَنْ أَخْطُبَ الْحُورَ الْعِینَ إِلَى اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ فِى هَذِهِ اللَّیلَهِ; من مى خواهم از خداوند حور العین را خواستگارى کنم».[۶] اشاره به این که استفاده از بوى خوش به هنگام عبادت و نماز و پوشیدن لباس هاى خوب به هنگام رفتن به مسجد از امورى است که در آخرت پاداش هاى مهم الهى دارد.
ممکن است از کلام حکیمانه مورد بحث به نکته مهم گسترده ترى نیز برسیم و آن این که انسان هاى شایسته کسانى هستند که خفیف مئونه و پرفایده اند و آن ها همچون مشک اند که وزن آن کم و عطر آن فراوان است.
گفتنى است که مِشک که در فارسى، هم به کسر میم و هم به ضم میم خوانده مى شود ماده اى است سیاه و بسیار معطر که از یک نوع آهو گرفته مى شود و در واقع خونى است که در کیسه اى در زیر شکم او پیدا مى شود سپس جدا شده و مى افتد. در آغاز به صورت مایع و تیره رنگ و بسیار معطر است و پس از خشک شدن سیاه مى شود و در واقع از عطرهاى تند است.
البته مشک علاوه بر این که به عنوان عطر معروفى به کار مى رود خواص طبى فراوانى نیز براى آن ذکر کرده اند و از روایاتى که در باب تروک احرام وارد شده است استفاده مى شود که در آن زمان گاه در غذا براى خوشبو کردن مى ریختند و خوردن آن مجاز بوده است.[۷]
*****
پی نوشت:
[۱]. کافى، ج ۶، ص ۵۱۵، ح ۶.
[۲]. همان، ص ۵۱۰، ح ۷.
[۳]. کافى، ج ۴، ص ۱۱۳، ح ۳.
[۴]. همان، ج ۶، ص ۵۱۲، ح ۱۸.
[۵]. براى توضیح بیشتر به کافى، باب المسک، ج ۶، ص ۵۱۴ مراجعه فرمایید.
[۶]. کافى، ج ۶، ص ۵۱۶، ح ۳.
[۷]. سند گفتار حکیمانه: مرحوم خطیب در این جا منبع دیگرى اضافه بر نهج البلاغه نقل نکرده است. تنها مى گوید: این سخن را امیرمؤمنان على(علیه السلام) از رسول خدا (صلى الله علیه وآله) نیز نقل فرموده است و جاى تعجب نیست زیرا على(علیه السلام) باب مدینه علم پیامبر(صلى الله علیه وآله) است. (مصادر نهج البلاغه، ج ۴، ص ۲۸۴). قابل توجه این که بسیارى از شروح نهج البلاغه این گفتار حکیمانه را اصلاً ذکر نکرده اند.

دیدگاهها