محصول به سبد خرید اضافه شد
0

حکمت ۳۷۸ نهج البلاغه: نکوهش بخل

تاریخ: 16 اردیبهشت 1399
بازدید: 21

نکوهش بخل

 

سرچشمه تمام عیوب:

امام(علیه السلام) در این گفتار حکیمانه بخل را به عنوان یک صفت رذیله که سرچشمه رذایل دیگر است معرفى کرده، مى فرماید: «بخل، جامع تمام عیب ها و وسیله اى است که انسان را به سوى هر بدى اى مى کشاند»; (الْبُخْلُ جَامِعٌ لِمَسَاوِی الْعُیُوبِ، وَهُوَ زِمَامٌ یُقَادُ بِهِ إِلَى کُلِّ سُوء).

«مساوى» ظاهراً جمع «مسائه» به معناى بدى است و بعضى گفته اند که «مساوى» جمع «مسوى» مى باشد. انسان بخیل از یک سو از پرداخت حقوق شرعى امتناع کرده و سعى مى کند تا آن جا که ممکن است از آن بکاهد. از سویى دیگر در مواردى که صله رحمى ایجاب مى کند به احرام کمک نماید خوددارى مى کند و به این ترتیب جزء قاطعان رحم مى شود.

از سویى دیگر به سبب علاقه فوق العاده به اندوختن مال ممکن است آلوده احتکار، رباخوارى، غش در معامله و انواع کسب هاى حرام شود. نیز براى پوشانیدن چهره واقعى خود به سراغ ریاکارى مى رود و براى این که در برابر درخواست کنندگان کمک جواب رد بدهد متوسل به انواع دروغ ها مى شود و به این ترتیب بخل، سرچشمه گناهان فراوان و عیوب بسیار خواهد بود.

از طرف دیگر شخص بخیل در اعتقادات خود نیز مشکل دارد چراکه اگر سوءظن به خدا نداشت انفاق مى کرد و به وعده هاى الهى دل خوش بود. البته بخل درجاتى دارد و تمام صفاتى که گفته شد مربوط به تمام درجات نیست هرچه شدیدتر باشد آثار سوئش بیشتر است.

حقیقت بخل آن است که انسان نخواهد دیگرى از اموال یا موقعیت او و یا علم او برخوردار شود. دانشمندان براى بخل انواع و اقسامى شمرده اند. کمترین آن این است که انسان نخواهد دیگران از امکانات او استفاده کنند و بالاترین آن این است که نخواهد دیگران از اموال یکدیگر، یا از اموال خودشان بهره مند گردند و گاه بخل به قدرى شدید مى شود که انسان دربرابر خویشتن هم بخیل مى گردد و حاضر نیست خودش از امکاناتش بهره مند شود.

قرآن مجید بخیلان را به عذاب خوارکننده تهدید کرده است، مى فرماید: «(الَّذِینَ یَبْخَلُونَ وَیَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبُخْلِ وَیَکْتُمُونَ مَا آتَاهُمُ اللهُ مِنْ فَضْلِهِ وَأَعْتَدْنَا لِلْکَافِرِینَ عَذَاباً مُّهِیناً); آن ها کسانى هستند که بخل مى ورزند، و مردم را به بخل دعوت مى کنند، و آنچه را که خداوند از فضل (و رحمت) خود به آن ها داده، کتمان مى نمایند. (این عمل، در حقیقت از کفرشان سرچشمه گرفته;) و ما براى کافران، عذاب خوارکننده اى آماده کرده ایم».[۱]

قابل توجه این که خداوند اینگونه افراد را جزء کافران شمرده است.

در احادیث اسلامى نکوهش هاى زیادى درباره بخل و بخیل آمده است ازجمله در حدیثى که در غررالحکم از امام امیرمؤمنان(علیه السلام) نقل شده است مى خوانیم: «البُخلُ یُذِلّ مُصاحِبَه وَیُعِزّ مُجانِبَهُ; بخل، صاحبش را ذلیل و بیگانه از او را عزیز مى کند».[۲]

در حدیث دیگرى از همان منبع و از همان حضرت مى خوانیم: «البَخیلُ یَبخَلُ عَلى نَفسِه بالیَسیرِ مِن دُنیاه ویَسمَحُ لِوراثهِ بِکُلِّها; بخیل حتى مقدار کمى از دنیا را بر خود حرام مى کند ولى همه آن را در اختیار وارث مى گذارد».[۳]

نیز در حدیث دیگرى از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) مى خوانیم: «الْبَخِیلُ بَعِیدٌ مِنَ اللَّهِ بَعِیدٌ مِنَ الْجَنَّهِ قَرِیبٌ مِنَ النَّار; بخیل از خدا و مردم دور است و به آتش دوزخ نزدیک».[۴]

سرچشمه اصلى بخل همان سوءظن به وعده هاى الهى است آن جا که در برابر انفاق وعده جبران بى شمار فرموده و بخیل به این وعده هاى صریح الهى اعتنا نمى کند.
امیرمؤمنان على(علیه السلام) مى فرماید: «البُخلُ بالمَوجودِ سُوءُ الظّنِّ بالمَعبودِ; بخل ورزیدن درباره آنچه انسان در اختیار دارد نشانه سوءظن به معبود است».[۵]

نقطه مقابل بخل سخاوت است که صفت بارز اولیاءالله و مؤمنان راستین مى باشد. آن ها آنقدر سخاوت به خرج مى دادند که گاه تمام یا بخش عمده زندگى خود را در اختیار دیگران مى گذاشتند.

یکى از شاخه هاى بخل، بخل در علم است که متأسفانه مصادیق زیادى دارد: مطلبى را کشف کرده و حاضر نیست به دیگران بیاموزد و گاه بخیلانى در علوم پیدا مى شوند که علم و دانش خود را با خود به گور مى برند. در دنیاى امروز بخل در علم از ناحیه سردمداران جهان یک کار رایج و بسیار زشت است که حاضر نیستند حتى فرمول هاى داروهاى نجات بخش را در اختیار دیگران بگذارند هرچند این کار سبب مرگ افراد زیادى شود.

البته همه بخیلان در تمام شاخه هاى بخل مشترک نیستند بعضى بخل به مال دارند بعضى بخل به مقام و گروهى بخل به علم و دانش و گاه بعضى همه این بخل ها را در خود جمع مى کنند.

در عصر و زمان ما کسانى پیدا مى شوند که چندین شغل را در اختیار گرفته اند (گاه بیش از ده شغل) در حالى که جوانانى پیدا مى شوند که از عهده آن ها برمى آیند ولى آن بخیلان حاضر نیستند یکى از آن ها را در اختیار آنان بگذارند و این نهایت بخل و پستى است. به خدا پناه مى بریم از این که گرفتار چنین رذیله اخلاقى شویم که ما را، هم از خدا دور مى کند و هم از خلق خدا.[۶]
*****
پی نوشت:
[۱]. نساء، آیه ۳۷.
[۲]. غررالحکم، ح ۶۵۵۳.
[۳]. غررالحکم، ح ۶۵۱۵.
[۴]. مستدرک الوسائل، ج ۱۵، ص ۲۵۹، ح ۱۴.
[۵]. غررالحکم، ح ۶۵۱۲.
[۶]. سند گفتار حکیمانه: در مصادر آمده است که این کلام حکیمانه را طرطوشى (متوفاى ۵۲۰ از دانشمندان اندلس که در شهر طرطوش مى زیسته است) در کتاب سراج الملوک در ضمن حکمت هاى آن حضرت(علیه السلام) آورده و مرحوم ابن شعبه حرانى آن را در کتاب تحف العقول در وصیت حضرت به امام حسین(علیه السلام) با تفاوت هایى ذکر کرده است. (مصادر نهج البلاغه، ج ۴، ص ۲۸۰). اضافه بر این میدانى در مجمع الامثال، ج ۲، ص ۴۲۱ با تفاوت هایى و زمخشرى در ربیع الابرار، ج ۴، ص ۳۹۳ عین آن را ذکر کرده است.

برچسب‌ها:

دیدگاه‌ها

رفتن به بالای صفحه

۰۲۱۸۸۱۹۲۴۹۶-۰۹۰۳۶۵۵۶۲۰۸
با ما در تماس باشید

آدرس: استان : تهران - شهرستان : تهران - بخش : مرکزی - شهر : تهران - محله : نظامی گنجوی - کوچه شروان - خیابان ولیعصر - شروان - پلاک : -2442.0 - طبقه : 3 - واحد : 9

تمامی حقوق این سایت متعلق به نینوایان می باشد.
Copyright © 2025 neynavayan.ir