محصول به سبد خرید اضافه شد
0

حکمت ۲۷۳ نهج البلاغه: راضی بودن به مقدرات الهی

تاریخ: 31 اردیبهشت 1399
بازدید: 9

راضی بودن به مقدرات الهی

 

و فرمود (ع): به یقین بدانید، که خداى تعالى براى بنده خود، جز آنکه در قرآن حکیم مقرر کرده، قرار نداده است، هر چند، بنده در چاره اندیشى توانا و در طلب، پایدار و در حیله گرى، نیرومند باشد.

و میان بنده و آنچه براى او در قرآن حکیم مقرر کرده، مانعى پدید نیاورد، هر چند، بنده ناتوان و چاره اندیشیش اندک باشد.
کسى که به این امر آگاه بود و بدان عمل کند، بیش از همه از راحت و منفعت برخوردار شود و هر که در آن تردید روا دارد، بیش از همه مردم گرفتار زیان گردد.

چه بسا صاحب نعمتى که فریب نعمت خود خورد و اندک اندک راه عذابى الهى پوید و بسا مبتلایى که خداوند بیازمایدش تا نعمتى دهد.

پس، اى شنونده، بر سپاسگزاریت بیفزاى و از شتابکارى خود بکاه و به آنچه تو را روزى داده، خرسند باش و بیش مخواه.

 

از حرص خود بکاه و به سهم خود قانع باش:

امام علیه السلام در این گفتار حکیمانه در حقیقت مى خواهد حریصان در دنیا را از حرص بازدارد و به کفاف و عفاف قانع سازد و از مسابقه گناه آلودى که براى به چنگ آوردن اموال بیشتر در میان گروهى از دنیاپرستان رایج است جلوگیرى کند، مى فرماید:

«به یقین بدانید خدا براى بنده اش ـ اگرچه بسیار چاره جو وسختکوش و در طرح نقشه ها قوى باشد ـ بیش از آنچه در کتاب الهى براى او (از روزى) مقدر شده قرار نداده است»؛ (اعْلَموا عِلْماً یَقِیناً اِنَّ اللّهَ لَمْ یَجْعَلْ لِلْعَبْدِ ـ وَإِنْ عَظُمَتْ حِیلَتُهُ، وَاشْتَدَّتْ طِلْبَتُهُ، وَقَوِیَتْ مَکِیدَتُهُ ـ أَکْثَرَ مِمَّا سُمِّىَ لَهُ فِی الذِّکْرِ الْحَکِیمِ).

سپس به نقطه مقابل آن اشاره کرده مى فرماید: «و (به عکس) ـ هرچند بنده اش ناتوان و کم تدبیر باشد ـ میان او و آنچه برایش در کتاب الهى مقرر گشته مانع نگردیده است»؛ (وَلَمْ یَحُلْ بَیْنَ الْعَبْدِ فِی ضُعْفِهِ وَقِلَّهِ حِیلَتِهِ، وَبَیْنَ أَنْ یَبْلُغَ مَا سُمِّیَ لَهُ فِی الذِّکْرِ الْحَکِیمِ).

جمله «ذِکْرِ الْحَکیمِ» گرچه در قرآن مجید به معناى آیات الهى آمده است وبعضى از شارحان نهج البلاغه آن را در اینجا همین گونه تفسیر کرده اند؛ ولى با توجه به اینکه اندازه روزى افراد به طور مشخص در قرآن مجید نیامده و هدف امام علیه السلام در این بیان حکیمانه این است که حد و حدود روزى اشخاص در ذکر حکیم بیان شده، این کلام با لوح محفوظ و کتاب علم الهى تناسب دارد که در آنجا همه مقدرات ثبت است.

علامه مجلسى؛ در بحارالانوار در باب «القلم و اللوح المحفوظ» نیز روایاتى را نقل مى کند که «ذکر حکیم» در آنها به طور واضح به لوح محفوظ تفسیر شده است. بنابراین نباید تردید کرد که منظور از «ذکر حکیم» در اینجا قرآن مجید نیست بلکه همان لوح محفوظ است که گاهى به عنوان علم الهى تفسیر مى شود.

سپس امام علیه السلام به نتیجه این اقتصاد اشاره کرده، مى فرماید: «کسى که از این حقیقت آگاه باشد و به آن عمل کند آسایش و راحتى و منفعتش از همه کس بیشتر است و آن کس که آن را ترک گوید ودر آن شک و تردید کند از همه مردم گرفتارتر و زیانکارتر است»؛ (وَآلْعَارِفُ لِهذَا آلْعَامِلُ بِهِ، أَعْظَمُ النَّاسِ رَاحَهً فِی مَنْفَعَهٍ، وَالتَّارِکُ لَهُ الشَّاکُّ فِیهِ أَعْظَمُ النَّاسِ شُغُلاً فِی مَضَرَّهٍ).

نتیجه گیرى امام علیه السلام کاملاً روشن و منطقى است؛ افراد حریص که دائمآ براى رسیدن به آنچه برایشان مقدّر نشده دست و پا مى زنند، پیوسته در زحمتند و روحشان در عذاب و جسمشان خسته و ناتوان است، و به عکس، آنهایى که به مقدرات الهى قانع هستند، نه حرص و آز بر آنها غلبه مى کند و نه پیوسته در تلاش و عذاب و زیاده خواهى هستند.

بارها گفته ایم اینگونه تعبیرات که در آیات قرآنى و روایات درمورد تقدیر روزى وارد شده، مفهومش این نیست که از تلاش و کوشش براى پیشرفت اقتصادى و تأمین زندگى آبرومندانه دست بکشیم، زیرا آن یک وظیفه واجب است که در روایات اسلامى نیز بر آن تأکید و حتى همردیف جهاد فى سبیل الله شمرده شده است، همانگونه که در حدیث معروف معتبرى از امام صادق علیه السلام مى خوانیم:

«الْکَادُّ عَلَى عِیَالِهِ کَالْمُجَاهِدِ فِی سَبِیلِ اللَّهِ؛ کسى که براى تأمین زندگى عیال خود زحمت بکشد مانند مجاهد در راه خداست». بنابراین روزى مقدّر با تلاش و کوشش رابطه دارد. یا به تعبیر دیگر، تقدیرات الهى مشروط به تلاش و سعى و کوشش است وافراد تنبل و بیکار و بى تدبیر از سهم مقدرشان نیز محروم خواهند شد.

آنگاه امام علیه السلام در ادامه این سخن به دو مورد که درواقع جنبه استثنا از آن قاعده بالا دارد اشاره کرده، مى فرماید: «بسیارند افرادى که مشمول نعمت خداوند هستند؛ اما این نعمت مقدمه بلا و هلاکت ایشان است و چه بسیارند کسانى که در بلا و سختى قرار دارند؛

اما این بلا وسیله اى براى آزمایش و تکامل آنهاست»؛ (وَرُبَّ مُنْعَمٍ عَلَیْهِ مُسْتَدْرَجٌ بِالنُّعْمَى، وَرُبَّ مُبْتَلىً مَصْنُوعٌ لَهُ بِالْبَلْوَى).
در پایان، امام علیه السلام مستمعان خود را مخاطب قرار داده مى فرماید: «اى بهره گیرنده (اى شنونده) بر شکر نعمتها بیفزا و از سرعت و شتاب (براى به دست آوردن زخارف دنیا) بکاه و هنگامى که به روزى خود به طور کامل رسیده اى توقف کن»؛ (فَزِدْ أَیُّهَا الْمُسْتَنفِعُ فِی شُکْرِکَ، وَقَصِّرْ مِنْ عَجَلَتِکَ، وَقِفْ عِنْدَ مُنْتَهَى رِزْقِکَ).

شایان توجه است که در بسیارى از نسخه هاى نهج البلاغه «أیُّهَا الْمُسْتَمِعْ؛ اى شنونده» آمده در حالى که در نسخه صبحى صالح که آن را به عنوان متن انتخاب کرده ایم «مُسْتَنْفِعُ»؛ (اى بهره گیرنده) آمده است و بدون شک تعبیر اول که در بسیارى از نسخ آمده مناسبتر است.

از مجموع این حدیث شریف و احادیث فراوان دیگرى که در باب رزق و روزى به ما رسیده استفاده مى شود که روزى از سوى خداى متعال براى هرکس مقدر شده و تلاشهاى زیاد براى فراتر از آن رفتن سودى ندارد وبه عکس افراد ضعیف نیز روزى مقدرشان از سوى خداوند مى رسد. البته ممکن است ظلم ظالمان سبب شود افرادى حق دیگران را غصب کنند وافرادى از گرسنگى بمیرند.

این خود امتحان الهى است که در دنیا مقرر شده است.

اضافه بر این، گاه مى شود ـ مطابق آنچه در ذیل گفتار حکیمانه بالا آمد ـ خداوند نعمت هاى زیادى به افرادى که طغیان و سرکشى را از حد گذرانده اند مى دهد تا مست نعمت و غرق عیش و نوش شوند، ناگهان آنها را از ایشان مى گیرد تا عذابشان دردناکتر باشد؛

همانگونه که در آیه شریفه ۴۴ از سوره «انعام» آمده است: «(فَلَمَّا نَسُوا مَا ذُکِّرُوا بِهِ فَتَحْنَا عَلَیْهِمْ أَبْوَابَ کُلِّ شَىْءٍ حَتَّى إِذَا فَرِحُوا بِمَا أُوتُوا أَخَذْنَاهُمْ بَغْتَهً فَإِذَا هُمْ مُّبْلِسُونَ)؛ (آرى،) هنگامى که (اندرزها سودى نبخشید، و) آنچه را به آنها یادآورى شده بود فراموش کردند، درهاى همه چیز (از نعمتها) را به روى آنها گشودیم؛ تا (کاملاً) خوشحال شدند (ودل به آن بستند)؛ ناگهان آنها را گرفتیم (و سخت مجازات کردیم)؛ در این هنگام، همگى مأیوس شدند؛

(و درهاى امید به روى آنها بسته شد)».

درست همانند کسى که از درختى غاصبانه بالا مى رود که هرچه بالاتر برود سقوطش از فراز درخت دردناکتر و شکننده تر است. این همان چیزى است که به عنوان عذاب استدراجى در قرآن و روایات منعکس شده است.

به عکس افرادى هستند که خداوند روزى آنها را محدود مى کند تا صحنه آزمایش الهى که موجب ترفیع مقام آنهاست فراهم گردد.

جمله اى که امام علیه السلام در پایان این سخن فرموده (وَقَصِّرْ مِنْ عَجَلِکَ وَقِفْ عِنْدَ مُنْتَهى رِزْقِکَ) نیز گواه بر این است که هدف، کنترل حرص حریصان و آزِ آزمندان و شتاب دنیاپرستان است.

مرحوم «مغنیه» براى حل بعضى از شبهات ناچار شده است تفسیر دیگرى براى گفتار حکیمانه بالا انتخاب کند که با ظاهر این حدیث شریف هماهنگ نیست.

او مى گوید: منظور از «ذکر حکیم» همان قرآن است و منظور از تعیین سهم هرکس از روزى همان است که در آیات شریفه سوره «زلزال» مى خوانیم :

«(فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّهٍ خَیْرآ یَرَه * وَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّهٍ شَرّآ یَرَهُ)؛

هرکس به اندازه سنگینى ذرهاى کار نیک کند (در آخرت) آن را مى بیند و (همچنین) هرکس به قدر ذره اى کار بد کند او نیز (در سراى دیگر) آن را خواهد دید».

نتیجه اینکه انسان در برابر اعمالش جزا داده مى شود و آنچه را از نیک و بد انجام داده در آخرت به آن خواهد رسید؛ خواه در دنیا قوى و نیرومند باشد یا ضعیف و ناتوان. نه قدرت و ثروت دنیا او را به خدا نزدیک مى کند و نه وى را از عذاب دوزخ ـ اگر از گمراهان باشد ـ بازمى دارد و نه ضعف و فقر میان انسان ونعمتهاى بهشتى ـ هرگاه از هدایت شدگان باشد ـ مانع مى شود.

ولى نباید تردید کرد که منظور از «ذکر حکیم» همان لوح محفوظ است که در بالا شرح داده شد و منظور از تعیین سهمیه، سهمیه مادى دنیوى است و ذیل حدیث، شاهد گویایى بر این مطلب است و همچنین احادیث دیگرى که در باب تقسیم رزق و روزى رسیده است.

برچسب‌ها:

دیدگاه‌ها

رفتن به بالای صفحه

۰۲۱۸۸۱۹۲۴۹۶-۰۹۰۳۶۵۵۶۲۰۸
با ما در تماس باشید

آدرس: استان : تهران - شهرستان : تهران - بخش : مرکزی - شهر : تهران - محله : نظامی گنجوی - کوچه شروان - خیابان ولیعصر - شروان - پلاک : -2442.0 - طبقه : 3 - واحد : 9

تمامی حقوق این سایت متعلق به نینوایان می باشد.
Copyright © 2025 neynavayan.ir