حکمت ۲۴۵ نهج البلاغه: تأثیر توانایی در کاهش تمنّا

أثیر توانایی در کاهش تمنّا
و فرمود (ع): هرگاه توانایى بیفزاید، خواهش نقصان یابد.
با افزایش قدرت، حرص کم مىشود:
امام علیه السلام در این گفتار حکیمانه به یک نکته روانى اشاره مىکند که در زندگى انسان، سرنوشتساز است، مىفرماید:
«هنگامى که قدرت بر چیزى فزونى یابد علاقه به آن کم مىشود»؛ (وَقال علیه السلام: إِذَا کَثُرَتِ آلْمَقْدِرَهُ قَلَّتِ الشَّهْوَهُ).
به گفته مرحوم «کمرهاى» در منهاجالبراعه این گفتار حکیمانه از یک اصل روانى معروف سرچشمه مىگیرد که مىگوید: «الإنْسانُ حَریصٌ عَلى ما مُنِعَ؛
انسان نسبت به چیزى که براى او ممنوع شده حرص فراوان دارد».
دلیل آن هم روشن است؛ چیزى که در دسترس انسان باشد و هر زمان بخواهد به آن برسد، نه براى ذخیره کردن آن دست و پا مىزند، نه به علّت ازدست دادنش اضطراب دارد و اى بسا با بىاعتنایى به آن نگاه کند و حتى گاه از آن سیر و ملول شود؛
ولى به عکس، چیزى که در دسترس او نیست یا به زحمت پیدا مىشود به آن علاقه نشان مىدهد و گاه اصرار دارد بیش از مقدار حاجت خود از آن ذخیره کند.
به همین دلیل هنگامى که چیزى از مواد غذایى کم مىشود، مردم به فروشگاهها هجوم مىبرند و هرکس چند برابر نیازش خریدارى مىکند و براثر آن، نوعى قحطى مصنوعى حاصل مىگردد.
در اینگونه موارد اگر مدیران جامعه فروشگاههایى را ـ هرچند بهطور موقت ـ پر از مواد مذکور کنند هجوم براى خریدن فرو مىنشیند و مردم تنها به مقدار حاجت روزانه از آن تهیه مىکنند وبازار، کساد مىشود.
نیز به همین دلیل است که بازرگانان سودجو در عرصه داخلى و بینالمللى براى اینکه متاع خود را به قیمتهاى گزاف بفروشند، موقتا جلوى توزیع آن را گرفته و گاه افرادى را به بازار مىفرستند که هرچه در بازار هست خریدارى کنند و به این ترتیب قحطى مصنوعى ایجاد کنند و سپس اجناس خود را بهتدریج به بازار مىفرستند تا به قیمت گزاف بفروشند.
یکى از دلایل تحریم احتکار در اسلام نیز همین است که ایجاد گرانى مصنوعى مىکند و مردم را در وحشت فرو مىبرد و سبب تحریک حرص مردم مىشود که بیش از نیاز خود مطالبه مىکنند و قحطى کاذب جدیدى به وجود مىآورند.
مدیران جامعه باید از این نکته بهرهگیرى کنند و همیشه مقدار قابل توجهى از مواد غذایى و سایر مواد مورد نیاز را در بازار حاضر سازند تا مردم بر تهیه نیازهاى خود در کوتاهمدّت و درازمدّت احساس توانایى کنند و مصداق «کَثُرَتِ الْمَقْدِرَهُ» شود که نتیجه آن، احساس بىنیازى و مصداق «قَلَّتِ الشَّهْوَهُ» است؛
درست، کارى که سودجویان و تولیدکنندگان بازار سیاه از ضد آن بهرهگیرى مىکنند و از این طریق، آلاف و الوفى به ناحق بهدست مىآورند.
*****
پی نوشت:
(۱) . سند گفتار حکیمانه: تنها مدرک دیگرى که خطیب در مصادر براى این کلام نورانى ذکر کرده غررالحکم آمدى است که باکمى تفاوت آن را آورده است. (مصادر نهج البلاغه، ج ۴، ص ۱۹۰). نویسنده کتاب عیون الحکم و المواعظ از علماى قرن ششم نیز این کلام حکیمانه را با کمى تفاوت ذکرکرده است. (عیون الحکم والمواعظ، ص ۱۱۵)

دیدگاهها