محصول به سبد خرید اضافه شد
0

حکمت ۱۷۲ نهج البلاغه: دشمنی با نادانسته‌ها

تاریخ: 6 خرداد 1399
بازدید: 8

دشمنی با نادانسته‌ها

 

و فرمود (ع): مردم دشمن چیزهایى هستند که نمى دانند.

 

دشمنان حق:

امام(علیه السلام) در این گفتار بسیار حکیمانه خود اشاره به یکى از آثار خطرناک جهل کرده مى فرماید: «مردم دشمن چیزى هستند که نمى دانند»; (النَّاسُ أَعْدَاءُ مَا جَهِلُوا).

این دشمنى از آنجا سرچشمه مى گیرد که اولاً اشخاص جاهل و نادان احساس نقص در خود مى کنند و همین احساس سبب مى شود که نسبت به آنچه نمى دانند عداوت و دشمنى به خرج دهند و گاه حتى آنها را ناچیز و بى ارزش بشمارند تا از این طریق نقص خود را برطرف سازند.

ثانیاً هرگاه انسان از اسرار چیزى بى خبر باشد به قضاوت عجولانه مى پردازد و در این قضاوت عجولانه با آنچه نمى داند به دشمنى بر مى خیزد.

ثالثاً جهل همچون ظلمات است و انسان هنگامى که در ظلمات متراکم قرار گیرد هر شبهى از دور مى بیند، به گفته بعضى از شارحان نهج البلاغه آن را حیوانى درنده یا گرگى خطرناک مى پندارد و هر آوازى مى شنود آن را نشانه حمله دشمنى مى شمرد.

در ظلمات جهل نیز انسان گاه هر مطلبى را مخالف و دشمن خود مى پندارد حتى اشخاصى را که درست نمى شناسد با بدبینى به آنها نگاه مى کند و به همین دلیل گاه کشورها و ملت ها به جنگ هاى خونین دست مى زنند به سبب این که از حال یکدیگر بى خبرند و هر حرکتى را توطئه اى بر ضد خود مى پندارند، لذا یکى از طرق ایجاد آشتى و صفا و اتحاد و دوستى در میان مردم و ملت ها بالابردن سطح آگاهى هاى آنهاست و این که سران آنها در کنار هم بنشینند و به مذاکره بپردازند و با نیت هاى واقعى یکدیگر آشنا شوند و یخ هاى بدبینى ذوب شود و دیوار بى اعتمادى فرو ریزد و در کنار هم با محبت و دوستى زندگى کنند.

ریشه این گفتار حکیمانه، قرآن مجید است که مى فرماید: «(بَلْ کَذَّبُوا بِمَا لَمْ یُحِیطُوا بِعِلْمِهِ); (ولى آنها از روى علم و دانش، قرآن را انکار نکردند;) بلکه چیزى را تکذیب کردند که آگاهى از آن نداشتند».(۱)

امیرمؤمنان على(علیه السلام) در حدیث دیگرى در همین زمینه مى فرماید: «لا تَعادُوا ما تَجْهَلونَ فَإنّ أکْثَرَ الْعِلْمِ فیما لا تَعْرِفُونَ; به آنچه نمى دانید دشمنى نکنید، زیرا بیشتر دانش ها در امورى است که شما نمى دانید».(۲)

نیز در حدیث دیگرى که مرحوم اربلى در کتاب کشف الغمه آورده مى فرماید: «مَنْ جَهِلَ شَیْئاً آبَهُ; کسى که چیزى را نمى داند آن را نکوهش مى کند».(۳)

قرآن مجید بحثى درباره داستان خضر و موسى دارد.

در این داستان بسیار پرمعنا این نکته روشن مى شود که چگونه انسان مطلبى را که نمى داند به مخالفت با آن مى پردازد.

 

موسى(علیه السلام) بر حسب ظاهر مى دید خضر کشتى سالمى را سوراخ و معیوب مى کند و یا جوانى را به قتل مى رساند و دیوارى را در شهر بیگانه اى بدون دلیل تعمیر و مرمت مى کند به همین دلیل فریاد اعتراض او بلند شد چون ظاهر را مى دید و از باطن قضیه بى خبر بود هنگامى که خضر فلسفه آنها را یک یک برشمرد کاملاً تسلیم شد(۴). (۵)

*****
پی نوشت:
(۱). یونس، آیه ۳۹ .
(۲). غررالحکم، ص ۴۶.
(۳). میزان الحکمه، واژه جهل، ح ۱۲۶۷.
(۴). شرح این داستان را در کتاب تفسیر نمونه، ذیل تفسیر سوره کهف مطالعه فرمایید.
(۵). سند گفتار حکیمانه: این سخن عیناً در حکمت ۴۳۸ بدون کم و زیاد نقل شده و خطیب(رحمه الله) در آنجا به منابع آن از کتب دیگر اشاره مى کند (منابعى که قبل یا بعد از سید رضى بوده اند) از جمله جاحظ در کتاب المأه المختاره من کلامه(علیه السلام) ومفید در کتاب اختصاص ومیلانى در مجمع الامثال و زمخشرى در ربیع الابرار وحصرى در زهر الآداب وثعالبى در خاص الخاص (مصادر نهج البلاغه، ج ۴، ص ۳۰۴). در کتاب مطالب السؤول نیز این جمله با کمى تفاوت در ضمن جمله هاى دیگرى نقل شده است و مرحوم علامه مجلسى آن را در بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۱۴ آورده است.

برچسب‌ها:

دیدگاه‌ها

رفتن به بالای صفحه

۰۲۱۸۸۱۹۲۴۹۶-۰۹۰۳۶۵۵۶۲۰۸
با ما در تماس باشید

آدرس: استان : تهران - شهرستان : تهران - بخش : مرکزی - شهر : تهران - محله : نظامی گنجوی - کوچه شروان - خیابان ولیعصر - شروان - پلاک : -2442.0 - طبقه : 3 - واحد : 9

تمامی حقوق این سایت متعلق به نینوایان می باشد.
Copyright © 2025 neynavayan.ir