محصول به سبد خرید اضافه شد
0

حکمت ۱۶۶ نهج البلاغه: نکوهش تجاوز به حقوق دیگران

تاریخ: 6 خرداد 1399
بازدید: 10

نکوهش تجاوز به حقوق دیگران

 

و فرمود (ع): کسى را که اداى حقش به تأخیر افتد، سرزنش نباید کرد، کسى را سرزنش باید کرد، که چیزى را که حق او نیست، بستاند.

 

عیب واقعى این است!

در بعضى از روایات آمده است امام(علیه السلام) این سخن حکمت آمیز را در پاسخ کسى مى گوید که از آن حضرت پرسید چرا شما در گرفتن حق خود در امر امامت شتاب نکردید. امام(علیه السلام) در پاسخ مى فرماید:

«براى انسان عیب نیست که حقش به تأخیر افتد. عیب آن است که چیزى را که حقش نیست بگیرد»;

(لاَ یُعَابُ الْمَرْءُ بِتَأْخِیرِ حَقِّهِ، إِنَّمَا یُعَابُ مَنْ أَخَذَ مَا لَیْسَ لَهُ).

البته شک نیست که تأخیر امام(علیه السلام) در مسئله امامت ـ که از یک سو نص رسول اکرم(صلى الله علیه وآله) بر خلافت آن حضرت در داستان غدیر و غیر آن بود و از سوى دیگر افضلیت آن حضرت نسبت به تمام صحابه که جاى انکار براى هیچ فرد منصفى نیست ایجاب مى کرد که آن حضرت خلیفه بلا فصل پیامبر(صلى الله علیه وآله) باشد ـ بدین رو بود که آن حضرت حق خود را در مسئله امامت که در واقع حق مسلمانان است مطالبه کرد;

اما مخالفان دست به دست هم دادند و او را از رسیدن به آن حق محروم نمودند، بنابراین ایراد کسانى که مى گویند:

«امامت حق شخصى نبود که حضرت از آن چشم بپوشد، بلکه حق مردم بود و تأخیر در مطالبه چنین حقى روا نیست» پاسخش روشن است و آن این که تأخیر مزبور در واقع از ناحیه امام(علیه السلام) نبود، بلکه از ناحیه کسانى بود که سال ها براى رسیدن به آن نقشه ها کشیده بودند و حتى زمانى که رسول اکرم(صلى الله علیه وآله) مى خواست در آستانه وداع با دار دنیا نامه اى بنگارد و این حق را تثبیت کند آنها مانع شده و نسبت هاى بسیار ناروایى به ساحت قدس پیامبر(صلى الله علیه وآله) دادند که داستان اسف انگیزش در تمام کتاب هاى اهل سنت و شیعه آمده است.

مقایسه این دو با یکدیگر (تأخیر حق و گرفتن ناحق) و ترجیح اول بر دومى کاملاً روشن است، زیرا گرفتن ناحق گناه قطعى است در حالى که تأخیر حق چه شخصى باشد و از ناحیه خود انسان تأخیر بیفتد و چه حق مردم باشد و از ناحیه دشمنان به تأخیر افتد، چیزى نیست که بر انسان عیب به شمار آید.

در نامه ۲۸ از نامه هاى امام(علیه السلام) نیز جمله اى شبیه این جمله حکیمانه گذشت، حضرت در پاسخ معاویه که گفت: تو را همچون شترى که افسار زده بودند و مى کشیدند براى بیعت بردند، فرمود: «به خدا سوگند تو مى خواستى با این گفتارت مرا نکوهش کنى; اما ناخودآگاه مدح کردى و ثنا گفتى. مى خواستى رسوا کنى و خودت رسوا شدى «وَما عَلَى الْمُسْلِمِ مِنْ غَضاضَه فی أنْ یَکُونَ مَظْلُوماً مَا لَمْ یَکُنْ شاکّاً فی دینِهِ، وَلا مُرْتاباً بِیَقِینِهِ; براى یک مسلمان عیب نیست که مظلوم واقع شود مادام که در دین خود تردید نداشته باشد و یقینش آمیخته با شک نگردد».

سید بن طاووس(رحمه الله) در کتاب کشف المحجه از رسائل مرحوم کلینى نقل مى کند که امیرمؤمنان على(علیه السلام) به درخواست جمعى از مردم نامه اى درباره مسائل مربوط به خلافت پس از پیامبر(صلى الله علیه وآله) مرقوم داشت;

نامه اى بسیار طولانى و پرمعنا و روشن و شفاف و دستور داد براى رفع هرگونه ابهام در این مسئله، آن را در هر روز جمعه در برابر مردم بخوانند و ده نفر از یاران سرشناس و معروف و باشخصیت بر آن گواهى دهند،

در ضمن آن نامه همین جمله مورد بحث آمده است. سزاوار است کسانى که مى خواهند به اعماق مسئله خلافت برسند و پى به کارهاى ناروایى ببرند که در این زمینه پس از پیامبر(صلى الله علیه وآله) انجام شد و مظلومیت على(علیه السلام) را دریابند این نامه را به دقت بخوانند تا بدانند چگونه گروهى هماهنگ حق را از مسیرش منحرف ساختند و مسلمانان را به چه شکلى گرفتار کردند(۱). (۲)

*****
پی نوشت:
(۱). ر.ک: بحارالانوار، ج ۳۰، ص ۷ به بعد.
(۲). سند گفتار حکیمانه: خطیب(رحمه الله) در کتاب مصادر، این کلام نورانى را از کسانى نقل مى کند که قبل از سید رضى مى زیستند و یا بعد از او بوده ولى با تفاوتى نقل کرده اند از جمله مرحوم سید بن طاووس در کشف المحجه آن را از رسائل کلینى نقل کرده و شیخ طوسى در امالى و محقق بحرانى در کتاب برهان در ضمن خطبه مفصلى با سندى از حسن بن على آورده است.

ابن ابى الحدید مى گوید: شاید این سخن در پاسخ سؤالى باشد که کسى از آن حضرت پرسید: چرا مطالبه حق خود را در مسئله امامت تأخیر انداختى و امام(علیه السلام) این پاسخ را به او داد. (مصادر نهج البلاغه، ج ۴، ص ۱۴۱). باید توجه داشت که آنچه در روایت برهان و امالى طوسى آمده از شخص امام حسن(علیه السلام) است نه از امیرمؤمنان على(علیه السلام). هرچند به نظر مى رسد این سخنان حکمت آمیز از آن منبع زلال پرفیض جوشیده باشد.

برچسب‌ها:

دیدگاه‌ها

رفتن به بالای صفحه

۰۲۱۸۸۱۹۲۴۹۶-۰۹۰۳۶۵۵۶۲۰۸
با ما در تماس باشید

آدرس: استان : تهران - شهرستان : تهران - بخش : مرکزی - شهر : تهران - محله : نظامی گنجوی - کوچه شروان - خیابان ولیعصر - شروان - پلاک : -2442.0 - طبقه : 3 - واحد : 9

تمامی حقوق این سایت متعلق به نینوایان می باشد.
Copyright © 2025 neynavayan.ir