محصول به سبد خرید اضافه شد
0

حکمت ۱۵۵ نهج البلاغه: پایبندی به پیمانها

تاریخ: 14 خرداد 1399
بازدید: 13

پایبندی به پیمانها

و فرمود (ع): با کسانى عهد و پیمان بندید که به عهد و پیمان خود وفا مى کنند.

با چه کسانى پیمان ببندیم؟

امام(علیه السلام) در این کلام حکمت آمیز اشاره به شرایط بستن پیمان مى کند، مى فرماید: «به پیمان کسانى چنگ بزنید که به پیمانشان وفادارند»; (اِعْتَصِمُوا بِالذِّمَمِ فِی أَوْتَادِهَا).

«اوتاد» جمع «وَتَد» به معناى میخ است; میخ هایى که معمولا به وسیله آن طناب خیمه ها را محکم مى کردند تا خیمه در مقابل باد و طوفان مقاومت کند. براى این کلام حکمت آمیز تفسیرهاى فراوانى ذکر شده است; نخست همان چیزى که در ترجمه بالا آمد که هرگاه مى خواهید پیمان ببندید به سراغ افراد بى اعتبار و پیمان شکن و غیر قابل اطمینان نروید، بلکه با کسانى عهد ببندید که داراى دین و شخصیت و تعهدند. این تفسیر با آنچه در شأن ورود این گفتار حکیمانه در کلام ابن ابى الحدید که در بحث سند این کلام حکمت آمیز گفتیم کاملاً سازگار است، زیرا امام(علیه السلام) بعد از جنگ جمل هنگامى که «مروان بن حکم»

خدمتش رسید و عرض کرد:

مى خواهم با تو بیعت کنم. امام(علیه السلام) فرمود: بیعت تو چه فایده اى دارد؟ دیروز (در آغاز خلافت ظاهرى) با من بیعت کردى و شکستى. باز آمده اى با من بیعت کنى. سپس دستور داد او را از مجلسش خارج کردند. بنابراین تفسیر، «اوتاد» به معناى انسان هاى قابل اعتماد است.

تفسیر دیگر این است که منظور از «اوتاد» شرایط استحکام پیمان است; یعنى به هنگامى که مى خواهید با کسى پیمان ببندید شرایط دقیق و محکمى براى آن ذکر کنید تا راه فرارى براى طرف باقى نماند. تفسیر سوم این که وفاى به پیمان لازم است;

اما نه در برابر پیمان شکنان; هرگاه آنها پیمان شکستند شما هم مى توانید دست از پیمان بردارید، همان گونه که در آیه ۷ سوره «توبه» مى خوانیم: «(فَمَا اسْتَقَامُوا لَکُمْ فَاسْتَقِیمُوا لَهُمْ); تا زمانى که به پیمان شما پایبند باشند، شما نیز به پیمان آنها پایبند باشید».

نیز در آیه ۱۲ همان سوره آمده است: «(وَإِنْ نَّکَثُوا أَیْمَانَهُمْ مِّنْ بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَطَعَنُوا فِى دِینِکُمْ فَقَاتِلُوا أَئِمَّهَ الْکُفْرِ إِنَّهُمْ لاَ أَیْمَانَ لَهُمْ); و اگر پیمان هاى خود را پس از عهد خویش بشکنند، و آیین شما را مورد طعن (و تمسخر) قرار دهند، با پیشوایان کفر پیکار کنید; چرا که پیمان آنها اعتبارى ندارد».

مناسب تر از همه این تفاسیر همان تفسیر اول به نظر مى رسد، هرچند جمع تفاسیر مختلف در یک عبارت طبق عقیده ما که بارها به آن اشاره کرده ایم امکان پذیر است.(۱)
*****

نکته:
شرایط پیمان بستن با مخالفان و لزوم وفاى به عهد:

به تناسب کلام حکیمانه بالا اشاره به دو قسمت از تعلیمات اسلام را در این باره لازم مى دانیم: نخست این که در تعلیمات دینى ما دستور داده شده هنگامى که با مخالفان خود عهد و پیمان مى بندید مراقب باشید محکم کارى کنید;

با الفاظ صریح و شرایط لازم و رعایت نکاتى که هرگونه بهانه پیمان شکنى را از مخالف مى گیرد عهدنامه را تنظیم کنید. امیرمؤمنان على(علیه السلام) در عهدنامه معروف مالک اشتر مى فرماید:

«هرگز پیمانى را که در آن تعبیراتى است که جاى اشکال (و سوء استفاده دشمن) وجود دارد منعقد مکن»; (وَلاَ تَعْقِدْ عَقْداً تُجَوِّزُ فِیهِ الْعِلَلَ).نیز دستور داده شده عهد و پیمان را با کسى برقرار کنید که امید به وفاى او داشته باشید. در حدیثى از امام امیرمؤمنان(علیه السلام) که در غررالحکم آمده مى خوانیم:

«لا تَثِقَنَّ بِعَهْدِ مَنْ لا دینَ لَهُ; به عهد و پیمان کسى که دین ندارد اطمنیان نکن (و از آن چشم بپوش)».(۲)

در مورد لزوم وفاى به عهد نیز قرآن مجید و روایات اسلامى بر آن تأکید شدید دارند; قرآن مجید در سوره اسراء آیه ۳۴ مى فرماید: «(وَأَوْفُوا بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ کَانَ مَسْئُولا); و به عهد (خود) وفا کنید، که از عهد سؤال مى شود».

همچنین در جاى دیگرى از عهدنامه مالک اشتر مى خوانیم که على(علیه السلام) بعد از دستور مؤکد به مالک درباره وفاى به پیمان و عهد مى فرماید:

«فَإِنَّهُ لَیْسَ مِنْ فَرَائِضِ اللَّهِ شَیْءٌ النَّاسُ أَشَدُّ عَلَیْهِ اجْتِمَاعاً، مَعَ تَفَرُّقِ أَهْوَائِهِمْ وَتَشَتُّتِ آرَائِهِمْ مِنْ تَعْظِیمِ الْوَفَاءِ بِالْعُهُودِ; هیچ یک از فرائض الهى همچون بزرگداشت وفاى به عهد و پیمان نیست که مردم جهان با همه اختلافات و تشتت آرایى که دارند نسبت به آن اتفاق نظر داشته باشند».

سپس مى افزاید: «وَقَدْ لَزِمَ ذَلِکَ الْمُشْرِکُونَ فِیمَا بَیْنَهُمْ دُونَ الْمُسْلِمِینَ لِمَا اسْتَوْبَلُوا مِنْ عَوَاقِبِ الْغَدْرِ; حتى مشرکان زمان جاهلیت ـ علاوه بر مسلمانان ـ آن را مراعات مى کردند، چرا که عواقب دردناک پیمان شکنى را آزموده بودند».
وفاى به عهد به قدرى اهمیت دارد که پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) در حدیثى مى فرماید:

«لاَ دِینَ لِمَنْ لاَ عَهْدَ لَه; کسى که به عهد و پیمان خود وفادار نیست دین ندارد».(۳)

نیز امیرمؤمنان(علیه السلام) مى فرماید: «مَا أَیْقَنَ بِاللَّهِ مَنْ لَمْ یَرْعَ عُهُودَهُ وَذِمَمَهُ; کسى که به عهد و پیمان خود وفا نکند به خدا ایمان نیاورده است».(۴)

در حدیث دیگرى از امام باقر(علیه السلام) مى خوانیم: «ثَلاَثٌ لَمْ یَجْعَلِ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ لاَِحَد فِیهِنَّ رُخْصَهً: أَدَاءُ الاَْمَانَهِ إِلَى الْبَرِّ وَالْفَاجِرِ وَالْوَفَاءُ بِالْعَهْدِ لِلْبَرِّ وَالْفَاجِرِ وَبِرُّ الْوَالِدَیْنِ بَرَّیْنِ کَانَا أَوْ فَاجِرَیْنِ;

سه چیز است که خداوند اجازه تخلف به احدى درباره آنها نداده: اداى امانت خواه صاحب امانت انسان نیکوکارى باشد یا بدکار و وفاى به عهد در برابر نیکوکاران و بدکاران و نیکى به پدر و مادر چه نیکوکار باشند یا بدکار».(۵)

از این تعبیر و تعبیرات دیگر استفاده مى شود که نمى توان به بهانه بدکار بودن یا کفر طرف معاهده; بعد از آنکه معاهده محکم شده است عهد و پیمان را شکست.(۶)

*****
پی نوشت:
(۱). قابل توجه این که واژه «اعتصام» هم به معناى ایجاد پیمان و چنگ زدن است (همان گونه که در آیه شریفه (وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللهِ جَمِیعاً) آمده است) و هم به معناى وفادارى بعد از ایجاد پیمان است و واژه «فى» در «فی أوتادِها» ممکن است به معناى ظرفیت یا به معناى «باء» تعدیه باشد.
(۲). غررالحکم، ص ۸۷، ح ۱۴۴۰.
(۳). بحارالانوار، ج ۶۹، ص ۱۹۸، ح ۲۶.
(۴). غررالحکم، ص ۲۵۳، ح ۵۳۱۳.
(۵). کافى، ج ۲، ص ۱۶۲، ح ۱۵.
(۶). سند گفتار حکیمانه: ابن ابى الحدید معتقد است که این کلام حکمت آمیز را امام(علیه السلام) بعد از پایان جنگ جمل و حضور گروهى از طلقاء (آزاد شدگان بعد از فتح مکه) از جمله مروان بن حکم بیان فرمود. او براى بیعت آمده بود. امام(علیه السلام) فرمود: بیعت تو چه سودى دارد مگر دیروز بیعت نکردى؟ (و بیعت خود را شکستى. منظور امام(علیه السلام) بیعت بعد از قتل عثمان است) سپس حضرت دستور دارد آنها را اخراج کنند و افزود: کسى که دین نداشته باشد پیمان او نیز اعتبارى ندارد آن گاه در ضمن کلام خود فرمود: «فَاعْتَصِمُوا بِالذِّمَمِ فی أوْتادِها». نویسنده مصادر بعد از ذکر کلام ابن ابى الحدید مى افزاید: با توجه به این که نامبرده تعیین زمان و مکان و سبب بیان این سخن را کرده و سخن امام(علیه السلام) را ضمن کلام طویلى نقل مى کند، معلوم مى شود آن را از کتاب دیگرى جز نهج البلاغه گرفته که یا به سبب غفلت یا شهرتِ این کلام، نام کتاب را نبرده است. سپس مى افزاید: در غررالحکم قبل از این جمله، عبارت «أمْلِکُوا أنْفُسَکُمْ بِدَوامِ جِهادِها» است (و این خود نشان مى دهد او هم اتکا بر منبع دیگرى غیر از نهج البلاغه کرده است. البته ما در غررالحکم موجود این دو جمله را پشت سر هم نیافتیم، بلکه با فاصله قابل ملاحظه اى آمده است). (مصادر نهج البلاغه، ج ۴، ص ۱۳۷)

برچسب‌ها:

دیدگاه‌ها

رفتن به بالای صفحه

۰۲۱۸۸۱۹۲۴۹۶-۰۹۰۳۶۵۵۶۲۰۸
با ما در تماس باشید

آدرس: استان : تهران - شهرستان : تهران - بخش : مرکزی - شهر : تهران - محله : نظامی گنجوی - کوچه شروان - خیابان ولیعصر - شروان - پلاک : -2442.0 - طبقه : 3 - واحد : 9

تمامی حقوق این سایت متعلق به نینوایان می باشد.
Copyright © 2025 neynavayan.ir