محصول به سبد خرید اضافه شد
0

حکایه فی بعض اللیالی

تاریخ: 3 آذر 1398
بازدید: 432

حکایه فی بعض اللیالی

 

شب که بودم با هزاران کوه درد

سر به زانوی غمش، بنشسته فرد

 

جان به لب، از حسرت گفتار او

دل، پر از نومیدی دیدار او

 

آن قیامت قامت پیمان شکن

آفت دوران، بلای مرد و زن

 

فتنهٔ ایام و آشوب جهان

خانه سوز صد چو من، بی‌خانمان

 

از درم ناگه درآمد، بی‌حجاب

لب گزان، از رخ برافکنده نقاب

 

کاکل مشکین به دوش انداخته

وز نگاهی، کار عالم ساخته

 

گفت: ای شیدا دل محزون من!

وی بلاکش عاشق مفتون من

 

کیف حال القلب فی نار الفراق؟

گفتمش: والله حالی لایطاق

 

یک دمک، بنشست بر بالین من

رفت و با خود برد عقل و دین من

 

گفتمش: کی بینمت ای خوش خرام؟

گفت: نصب اللیل لکن فی‌المنام

برچسب‌ها:

دیدگاه‌ها

رفتن به بالای صفحه

۰۲۱۸۸۱۹۲۴۹۶-۰۹۰۳۶۵۵۶۲۰۸
با ما در تماس باشید

آدرس: استان : تهران - شهرستان : تهران - بخش : مرکزی - شهر : تهران - محله : نظامی گنجوی - کوچه شروان - خیابان ولیعصر - شروان - پلاک : -2442.0 - طبقه : 3 - واحد : 9

تمامی حقوق این سایت متعلق به نینوایان می باشد.
Copyright © 2025 neynavayan.ir