محصول به سبد خرید اضافه شد
0

به جان او که گرم دسترس به جان بودی

تاریخ: 21 آبان 1398
بازدید: 225

غزل    ۴۴۲

 

به جان او که گرم دسترس به جان بودی

کمینه پیشکش بندگانش آن بودی

 

بگفتمی که بها چیست خاک پایش را

اگر حیات گران مایه جاودان بودی

 

به بندگی قدش سرو معترف گشتی

گرش چو سوسن آزاده ده زبان بودی

 

به خواب نیز نمی‌بینمش چه جای وصال

چو این نبود و ندیدیم باری آن بودی

 

اگر دلم نشدی پایبند طره او

کی اش قرار در این تیره خاکدان بودی

 

به رخ چو مهر فلک بی‌نظیر آفاق است

به دل دریغ که یک ذره مهربان بودی

 

درآمدی ز درم کاشکی چو لمعه نور

که بر دو دیده ما حکم او روان بودی

 

ز پرده ناله حافظ برون کی افتادی

اگر نه همدم مرغان صبح خوان بودی

برچسب‌ها:

دیدگاه‌ها

رفتن به بالای صفحه

۰۲۱۸۸۱۹۲۴۹۶-۰۹۰۳۶۵۵۶۲۰۸
با ما در تماس باشید

آدرس: استان : تهران - شهرستان : تهران - بخش : مرکزی - شهر : تهران - محله : نظامی گنجوی - کوچه شروان - خیابان ولیعصر - شروان - پلاک : -2442.0 - طبقه : 3 - واحد : 9

تمامی حقوق این سایت متعلق به نینوایان می باشد.
Copyright © 2025 neynavayan.ir