حکمت ۹-۲۶۰ نهج البلاغه: شجاعت پیامبر اکرم

شجاعت پیامبر اکرم
– در حدیثى از آن حضرت (ع) آمده است: هنگامى که کارزار سرخ مى شد ما خود را در پناه رسول اللّه (صلى الله علیه و آله) حفظ مى کردیم.
و از میان ما کسى نزدیکتر از او به دشمن نبود.
«یعنى چون ترسمان از دشمن بسیار مى شد و جنگ دندان مى نمود، مسلمانان به رسول الله (صلى الله علیه و آله) پناه مى بردند و از آنچه ترسیده بودند، ایمنى مى یافتند.
سخن او «اذا احمر البأس» کنایه از شدت کارزار است.
در این باب، عبارات دیگر هم گفته اند. بهترین آنها همان است که امام فرمود و گرمى پیکار را به آتش تشبیه کرد که هم داغ است و هم سرخ.
و آنچه این معنى را تقویت مى کند این است که رسول اللّه (صلى الله علیه و آله) در روز حنین، در جنگ با هوازن چون جلادت مردان را دید فرمود «حمى الوطیس».
و طیس کانون یا تنور افروخته است. رسول الله (صلى الله علیه و آله) گرمى پیکار مردم را بگرمى و شدت التهاب آتش تشبیه کرده است.
روز جنگ از همه نزدیکتر به دشمن، رسول خدا صلی الله علیه وآله بود:
در این کلام شریف که در منابع بسیار زیادى، پیش و پس از سیّد رضى، با تفاوت هایى نقل شده، امام علیه السلام به موقعیت پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله در میدان جنگ اشاره مهمى مى کند و مى فرماید:
«هرگاه آتش جنگ، سخت شعله ور مى شد ما به رسول خدا صلی الله علیه وآله پناه مى بردیم و در آن هنگام هیچیک از ما به دشمن از او نزدیک تر نبود»؛ (کُنَّا إِذَا احْمَرَّ الْبَأْسُ اتَّقَیْنَا بِرَسُولِ الله صلی الله علیه وآله، فَلَمْ یَکُنْ أَحَدٌ مِنَّا أَقْرَبَ إِلَى الْعَدُوِّ مِنْهُ).
سیّد رضى؛ که هدفش شرح نکته هاى فصیح و بلیغ این جمله بوده است مى گوید:
«معناى این سخن این است که وقتى ترس از دشمن شدید مى شد وجنگ به گونه اى بود که گویا مى خواهد جنگجویان را در کام خود فرو ببرد مسلمانان به پیامبر صلی الله علیه وآله پناهنده مى شدند تا رسول خدا صلی الله علیه وآله شخصآ به نبرد پردازد وخداوند به برکت وجود او نصرت و پیروزى را بر آنان نازل کند و در سایه آن حضرت ایمن گردند»
؛ (وَمَعْنى ذلِکَ أنَّهُ إذا عَظُمَ الْخَوْفُ مِنَ الْعَدُوِّ، وَاشْتَدَّ عِضاضُ الْحَرْبِ فَزِعَ الْمُسْلِمُونَ إلى قِتالِ رَسُولِ اللهِ صلی الله علیه وآله بِنَفْسِهِ، فَیُنْزِلُ اللهُ عَلَیْهِمُ النَّصْرُ بِهِ، وَیَأمَنُونَ مِمّا کانُوا یَخافُونَهُ بِمَکانِهِ).
سپس مى افزاید: «جمله «إذَا احْمَرَّ الْبَأسُ» کنایه از شدت کارزار است ودراین باره سخنان فراوانى گفته شده که بهترین آنها این است که امام علیه السلام گرماى جنگ را به شعله هاى سوزان آتش تشبیه کرده است که حرارت و سرخى، هر دو را دربر دارد و از امورى که این نظر را تقویت مى کند سخن رسول الله صلی الله علیه وآله در جنگ «حنین» (هوازن) است؛ وى هنگامى که نبرد سخت و شمشیر زدن مردم را در آن جنگ مشاهده کرد فرمود: «الآنَ حَمِىَ الْوَطیسُ (الان آتش جنگ شعله ور شد)، زیرا «وَطیس» به معناى تنور آتش است و رسول خدا صلی الله علیه وآله گرماى جنگ را که از درگیرى جنگجویان به وجود آمده بود به گرمى جنگ و افروختگى آن تشبیه فرموده است»؛
(وَقَوْلُهُ: «إذَا احْمَرَّ الْبَأْسُ» کِنایَهٌ عَنِ اشْتِدادِ الاَْمْرِ، وَقَدْ قیلَ فِی ذلِکَ أَقْوالٌ أَحْسَنُها: أنَّهُ شَبَّهَ حَمْیَ الْحَرْبِ بِالنّارِ الَّتِی تَجْمَعُ الْحَرارَهَ وَالْحُمْرَهَ بِفِعْلِها وَلَوْنِها وَمِمّا یُقَوّی ذلِکَ قَوْلُ رَسُولِ اللهِ صلی الله علیه وآله، وَقَدْ رَأى مُجْتَلَدَ النّاسِ یَوْمَ حُنَیْنٍ وَهِىَ حَرْبُ هَوازِنَ: «الآنَ حَمِی الْوَطیسُ» فَالْوَطیسُ: مُسْتَوْقَدُ النّارِ، فَشَبَّهَ رَسُولُ اللهِ صلی الله علیه و آله مَا اسْتَحَرَّ مِنْ جِلادِ الْقَوْمِ بِاحْتِدامِ النّارِ وَشِدَّهِ الْتِهابِها).
* * *
آنچه تا اینجا آمد مربوط به تفسیر کلمات و جمله هاى این حدیث شریف وارزیابى فصاحت و بلاغت آن بود؛
اما آنچه به محتواى این کلام شریف مربوط است فراتر از اینهاست: امیرمؤمنان على بن ابىطالب علیه السلام که مى فرمود: «وَاللَّهِ لَوْ تَظَاهَرَتِ الْعَرَبُ عَلَى قِتَالِی لَمَا وَلَّیْتُ عَنْهَا؛ به خدا سوگند اگر تمام عرب، دست به دست هم دهند و به جنگ با من برخیزند من هرگز به میدان جنگ پشت نخواهم کرد». همچنین در جاى دیگر مى فرماید: «وَاللَّهِ لاَبْنُ أَبِیطَالِبٍ آنَسُ بِالْمَوْتِ مِنَ الطِّفْلِ بِثَدْیِ أُمِّه؛
به خدا سوگند انس و علاقه فرزند ابوطالب به مرگ و شهادت از علاقه طفل شیرخوار به پستان مادرش بیشتر است». در یک کلمه، همان على بن ابیطالبى که در جنگ احزاب و خیبر و بدر و… رشادت هاى بى مانندى در برابر دشمن نشان داد و شجاعان عرب را بر خاک افکند مى گوید: «هنگامى که آتش جنگ شعله ور مى شد ما به رسول خدا صلی الله علیه وآله پناه مى بردیم و او از همه به تیررس دشمن نزدیکتر بود». این مسئله واقعاً عجیب است،
فرمانده دشمن معمولاً در تیررس دشمن قرار نمى گیرد آن هم به گونه اى که از همه به تیررس دشمن نزدیکتر باشد تا بتواند مدیریت لشکر را انجام دهد.
این نشانه مهمى از شجاعت پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله وتوکل او بر ذات پاک پروردگار و آرامش بخشیدن به نفرات لشکر است تا آنها بدانند یارى خداوند در انتظارشان است و به یقین پیروز مى شوند و هرگز احتمال شکست را در وجود خود راه ندهند که این خود عامل مهم پیروزى در میدان نبرد است.
برخلاف آنچه بعضى مى پندارند که پیامبر صلی الله علیه وآله شخصاً در میدان جنگ به مبارزه برنمى خاست، مورخان اسلامى نوشته اند که در جنگهاى فراوانى شخصآ وارد میدان نبرد شد؛ از جمله «ابن اسحاق» در کتاب تاریخ خود مى نویسد که پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله در نُه غزوه از غزوات اسلامى شخصاً به نبرد پرداخت، در جنگ بدر، احد، خندق، بنى قریظه، بنى المصطلق، خیبر، فتح، حنین و طائف. و بعضى بیش از این تعداد را شمرده اند.
در تفسیر قمى آمده است: هنگامى که پیامبر صلی الله علیه وآله در جنگ اُحد گروهى از یاران خود را دید که به سوى کوههاى اطراف احد فرار مى کنند کلاه خود را از سر خود برداشت و فریاد زد: من رسول خدایم، کجا فرار مى کنید؟ از خدا و پیغمبرش؟ (و امیرمؤمنان على علیه السلام همچنان در کنار او بود و با آن حضرت دفاع مى کرد).
در جنگ «هوازن» (روز حنین) لشکر اسلام بسیار زیاد بود، زیرا این جنگ بعد از فتح مکه واقع شد.
در عین حال چون مشرکان در نقاط مختلف مخفى شده بودند و کمین کرده بودند و ناگهان بر لشکر اسلام تاختند، بسیارى از مسلمانان فرار کردند هنگامى که رسول اکرم صلی الله علیه وآله این صحنه را دید، به عباس که صداى رسایى داشت فرمود: مردم را صدا بزن و عهد و پیمان و بیعتى را که من بر آنها دارم به یادشان بیاور. عباس با صداى بلند همه را صدا زد.
شب بود وهمه جا ظلمانى و دشمنان از دره ها و کمینگاه ها با شمشیر و سلاحهاى دیگر به مسلمانان حمله مى کردند. ناگهان صورت رسول اکرم صلی الله علیه وآله مانند قرص ماه درخشیدن گرفت و شخصاً مسلمانان را صدا زد که عهد و پیمانى را که با خدا بستید چه شد؟ همگى پیام پیامبر صلی الله علیه وآله را شنیدند و به سوى او حرکت کردند و با دشمن پیکار نمودند و پیروز شدند.
علامه مجلسى؛ در جلد شانزدهم بحارالانوار در بحث شجاعت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله این حدیث را از على علیه السلام نقل مى کند: «لَقَدْ رَأَیْتُنِی یَوْمَ بَدْرٍ وَنَحْنُ نَلُوذُ بِالنَّبِیِّ صلی الله علیه وآله وَهُوَ أَقْرَبُنَا إِلَى الْعَدُوِّ وَکَانَ مِنْ أَشَدِّ النَّاسِ یَوْمَئِذٍ بَأْساً؛ من در روز جنگ بدر شاهد و ناظر بودم که ما به پیامبر صلی الله علیه وآله پناه مى بردیم و او از همه ما به دشمن نزدیک تر و از برجسته ترین جنگجویان در آن روز بود».
ابن ابى الحدید در شرح نهج البلاغه خود از «واقدى» نقل مى کند که در روز اُحد هنگامى که آن صدمات را بر وجود پیامبر صلی الله علیه وآله وارد کردند على علیه السلام فرمود: قسم به خدایى که او را به حق مبعوث کرد «ما زالَ شِبْرا واحد إنّه لَفی وَجْهِ الْعَدُوِّ تَثُوبُ إلَیْهِ طائِفَهٌ مِنْ أصْحابِهِ مَرّهً وَتَتَفَرَّقُ عَنْهُ مَرَّهً؛
آن حضرت صلی الله علیه وآله حتى یک وجب از برابر دشمنان عقب نشینى نکرد و در این حال، گاه گروهى از یارانش به سوى او مى آمدند و گاه پراکنده مى شدند (اما او همچون کوه ایستاده بود)».
مرحوم سیّد رضى به اینجا که مى رسد مى گوید:
«این فصل (که ناظر به تفسیر بعضى از واژه ها و جمله هاى فصیح و بلیغ آن حضرت علیه السلام بود) پایان یافت و به شیوه سابق در نقل کلمات قصار بازمى گردیم»؛ (إنْقَضى هذَا الْفَصْلُ وَرَجَعْنا إلى سُنَنِ الْفَرَضِ الاْوّلِ فِی هذَا الْبابِ).

دیدگاهها