حکمت ۴۰۶ نهج البلاغه: تواضع اغنیا و عزت نفس فقرا

تواضع اغنیا و عزت نفس فقرا
دو کار زیبا!
امام(علیه السلام) در این گفتار نورانى به دو نکته اشاره مى کند که اگر در جامعه پیاده شود بسیارى از نابسامانى ها سامان مى یابد. زیرا دو چیز است که باعث تباهى جامعه و شکاف وسیع طبقاتى مى شود: تکبر صاحبان ثروت و خضوع ذلت بار مستمندان در برابر آنها.
در واقع این دو رذیله اخلاقى علاوه بر این که چهره جامعه انسانى را زشت و نفرت انگیز مى کند سرچشمه انواع نابسامانى ها، عداوت ها و کینه ها و بى ثباتى هاست. به همین دلیل امام(علیه السلام) در جمله اول، اغنیا و ثروتمندان را به تواضع دعوت مى کند و به آن ها مژده پاداش الهى مى دهد، مى فرماید: «چه خوب و زیباست تواضع و فروتنى ثروتمندان در برابر فقرا براى رسیدن به پاداش هاى الهى»; (مَا أَحْسَنَ تَوَاضُعَ الاَْغْنِیَاءِ لِلْفُقَرَاءِ طَلَباً لِمَا عِنْدَ اللّهِ!).
وقتى افرادى که امکانات مالى فراوان دارند در برابر نیازمندان تواضع کنند که لازمه این تواضع آن است که به درد دل آن ها گوش فرادهند و مشکلاتشان را تا آن جا که در توان دارند حل کنند، کینه ها تبدیل به دوستى، و فاصله ها مبدل به نزدیکى خواهد شد و اغنیا علاوه بر پاداش هاى الهى آرامشى نیز در این جهان خواهند داشت که زندگى را براى آن ها شیرین مى کند. آرى، تواضع از سوى هر کسى زیباست ولى از سوى اغنیا و ثروتمندان زیباتر است چراکه نشان مى دهد آن ها به سبب ثروت، بر مرکب غرور سوار نشده اند و خود را گم نکرده اند و این فضیلت بزرگى است که به هنگام فزونى نعمت هاى الهى، انسان خود را فراموش نکند.
از این گذشته، اغنیا نباید فراموش کنند که همه اموال و ثروت ها از آنِ خداست و همه ما نمایندگان و خلفاى او در استفاده از آن اموال هستیم همان گونه که قرآن مجید مى گوید: «(وَأَنْفِقُوا مِمَّا جَعَلَکُمْ مُّسْتَخْلَفِینَ فِیهِ); انفاق کنید از آنچه خداوند شما را نماینده خود در آن قرار داده است».[۱]
آنگاه امام(علیه السلام) به سراغ جمله دوم رفته، چنین مى فرماید: «و از آن بهتر بى اعتنایى و بزرگ منشى مستمندان در برابر اغنیا براى تکیه کردن بر خداست»; (وَ أَحْسَنُ مِنْهُ تِیهُ الْفُقَرَاءِ عَلَى الاَْغْنِیَاءِ اتِّکَالاً عَلَى اللّهِ).
«تیه» در لغت به دو معنا آمده است: نخست، سرگردانى; همان گونه که خداوند در قرآن مجید درباره قوم بنى اسرائیل و سرگردانى آن ها در صحراى سینا به مدت چهل سال مى فرماید: (أَرْبَعِینَ سَنَهً یَتِیهُونَ فِى الاَْرْضِ).[۲]
و معناى دیگر، تکبر و بزرگ منشى و بى اعتنایى است و در کلام امام(علیه السلام) منظور، معناى دوم است.
روشن است که اگر نیازمندان دست حاجت به سوى اغنیا دراز کنند و خود را در برابر آنان ذلیل و خوار نمایند از یک سو شخصیت خود را پایمال کرده اند و از سوى دیگر به جاى این که به خدا پناه ببرند به غیر خدا پناه برده اند و این نوعى شرک خفى است.
به همین دلیل در کلام حکیمانه ۲۲۸ آمده بود: «مَنْ أَتَى غَنِیاً فَتَوَاضَعَ لَهُ لِغِنَاهُ ذَهَبَ ثُلُثَا دِینِهِ; کسى که به سراغ ثروتمندى براى ثروتش برود و در برابر او تواضع کند دو سوم دینش از دست رفته است». و همانگونه که در آن جا گفتیم ایمان داراى سه رکن است: معرفت قلبى، اقرار زبانى و عمل به ارکان دین; کسى که در برابر چنین ثروتمندى خضوع مى کند در واقع اقرار زبانى به توحید را با کلمات تملق آمیزش درهم شکسته و همچنین خضوعى که باید در برابر ذات پاک پروردگار داشته باشد به وسیله خضوع در مقابل این ثروتمند، به شرک آلوده کرده است. بنابراین، دو رکن از ارکان ایمان را بر باد داده هرچند ایمان قلبى او محفوظ مانده باشد.
اشتباه نشود، منظور این نیست که نیازمندان در برابر اغنیا موضع گیرى کرده و راه خصومت در پیش گیرند و آتش دشمنى و عناد در میان این دو گروه برافروخته شود بلکه منظور این است که آن ها بزرگ منشى خود را حفظ کنند و اغنیا نیز دربرابر آن ها متواضع باشند و کمک هاى خود را بدون منت در اختیارشان بگذارند.
لذا در حدیثى مى خوانیم: «ذَکَرَ رَجُلٌ عِنْدَ أَبِى عَبْدِاللَّهِ(علیه السلام) الاَْغْنِیاءَ وَ وَقَعَ فِیهِمْ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ(علیه السلام) اسْکُتْ فَإِنَّ الْغَنِى إِذَا کَانَ وَصُولاً لِرَحِمِهِ بَارّاً بِإِخْوَانِهِ أَضْعَفَ اللَّهُ لَهُ الاَْجْرَ ضِعْفَینِ لاَِنَّ اللَّهَ یقُولُ وَما أَمْوالُکُمْ وَ لا أَوْلادُکُمْ بِالَّتِى تُقَرِّبُکُمْ عِنْدَنا زُلْفى إِلاَّ مَنْ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً فَأُولئِکَ لَهُمْ جَزاءُ الضِّعْفِ بِما عَمِلُوا وَ هُمْ فِى الْغُرُفاتِ آمِنُونَ; مردى نزد امام صادق (علیه السلام) سخن از اغنیا به میان آورد و درباره آن ها بدگویى کرد. امام(علیه السلام) فرمود: ساکت باش، اگر غنى صله رحم به جا آورد و به برادران دینى خود نیکى کند خداوند اجر او را دو چندان خواهد داد زیرا در قرآن مجید فرموده: اموال و اولادتان شما را به ما نزدیک نمى کند مگر کسى که ایمان داشته باشد و عمل صالح انجام دهد که پاداش آن ها به دلیل اعمالشان دو چندان است و در غرفه هاى بهشتى در امنیت خواهند بود».[۴]
در حالات معصومین(علیهم السلام) نیز مى خوانیم که به گونه اى به نیازمندان کمک مى کردند که هرگز شخصیت آن ها درهم نشکند و احساس شرمندگى نکنند.
در حدیث جالبى از امام حسن مجتبى(علیه السلام) مى خوانیم که مردى خدمت امام(علیه السلام) رسید و اظهار فقر و پریشانى فراوان کرد و این دو بیت شعر را براى بیان نهایت فقر و درماندگى خود تقدیم نمود:
لَمْ یَبْقَ لِى شیءٌ یُباعُ بِدِرْهَم *** یَکْفِیکَ مَنظَرُ حالَتى عَن مخبَرى
إلاّ بَقایا ماءِ وَجه صُنْتُه *** ألاّ یُباعَ وقَد وجَدتُک مُشتَرى
چیزى در بساط من باقى نمانده که حتى یک درهم ارزش داشته باشد. نگاه به چهره من کافى است و نیازى به خبر دادن نیست.
تنها چیزى که باقى مانده آبرویم است که آن را هرگز نفروخته ام ولى اکنون تو را مشترى یافتم و مى خواهم به تو بفروشم.
امام مجتبى(علیه السلام) وکیل خویش را طلبید و فرمود: چقدر مال نزد توست؟ عرض کرد: دوازده هزار درهم. فرمود: همه آن را به این مرد فقیر بده، من از او شرمنده ام. عرض کرد: چیزى براى مخارج روزانه نمى ماند. فرمود: آن را به این مرد فقیر بده و حسن ظن به خدا داشته باش، خداوند جبران مى کند.
سپس امام(علیه السلام) آن مرد فقیر را طلبید و پول ها را به او داد و این دو بیت شعر را در جواب اشعارش فرمود:
عاجَلْتَنا فأتاک وابِلُ بِرّنا *** طَلاًّ ولو أمهَلْتَنا لم تُمطِر
فَخُذِ القَلیلَ وکُن کأنَّک لم تَبِع *** ما صُنْتَهُ وکأنّنا لم نَشْتَرى
به سراغ ما آمدى و باران فیض ما به سراغ تو آمد و اگر دیر آمده بودى شرمنده مى شدیم.
با این حال این مقدار کم را بگیر و چنان باش که گویى آبرویت را که محفوظ مى داشتى به ما نفروختى و ما هم از تو چیزى نخریدیم.[۴]
آرى! این پاسخ از آن عطاى فوق العاده زیباتر بود.[۵]
*****
پی نوشت:
[۱]. حدید، آیه ۷.
[۲]. مائده، آیه ۲۶.
[۳]. بحارالانوار، ج ۱۰۰، ص ۲، ح ۳.
[۴]. منتهى الآمال، حالات امام حسن مجتبى(علیه السلام).
[۵]. سند گفتار حکیمانه: مرحوم خطیب مى گوید: از کسانى که قبل از سید رضى این کلام نورانى را نقل کرده اند ابو طالب مکى در قوت القلوب است سپس در داستانى از خطیب بغدادى در تاریخ بغداد در شرح حالات فتح بن شخرف نقل مى کند که او بعد از ختم قرآن در یکى از کوه هاى انطاکیه شبى امیرمؤمنان على(علیه السلام) را در خواب دید و تقاضا کرد کلام خیرى به او تعلیم دهد امام(علیه السلام) دست مبارکش را باز کرد در آن دو سطر نوشته شده بود و آن این بود: ما رأیتَ أحسَنَ مِن تَواضُعِ الغنىِّ للفقیرِ یَطلُب ثوابَ اللّهِ، و أحسَنَ مِن ذلِک تَیْهُ الفَقیرِ على الغَنِىِّ ثِقهً باللهِ (کلامى که شباهت زیادى به گفتار حکیمانه بالا دارد.) نیز از کسانى که بعد از سید رضى آن را نقل کرده اند میدانى در مجمع الامثال است. (مصادر نهج البلاغه، ج ۴، ص ۲۸۹)

دیدگاهها