محصول به سبد خرید اضافه شد
0

حکمت ۳۸۳ نهج البلاغه: تلاش بر طاعت و دوری از معصیت

تاریخ: 16 اردیبهشت 1399
بازدید: 31

تلاش بر طاعت و دوری از معصیت

 

 

در برابر معاصى ضعیف و در برابر طاعات قوى باش:

امام(علیه السلام) در این گفتار حکیمانه اش به دو نکته مهم اشاره مى فرماید. نکته اول این است که به همگان هشدار مى دهد مراقب اعمال خویش باشند، مى فرماید: «برحذر باش از این که خداوند تو را نزد معصیت هایش حاضر ببیند و نزد طاعاتش غایب که از زیان کاران خواهى بود»; (اِحْذَرْ أَنْ یَرَاکَ اللّهُ عِنْدَ مَعْصِیَتِهِ وَ یَفْقِدَکَ عِنْدَ طَاعَتِهِ فَتَکُونَ مِنَ الْخَاسِرِینَ).

اشاره به این که عالَم محضر خداست و خداوند از ما به ما نزدیک تر است حتى افکار و خیالاتى را که در ذهن ما نقش مى بندد مى داند و مى بیند بنابراین چگونه به خود اجازه مى دهیم که در صحنه هاى معصیت در حضور خداوند، حضور داشته باشیم و در صحنه هاى اطاعت که خاصان و مقربان پروردگار و مؤمنان صالح حضور دارند جاى ما خالى باشد؟

امام صادق(علیه السلام) طبق روایتى که در کتاب شریف کافى آمده است به یکى از یاران خود به نام اسحاق بن عمار مى فرماید: «یا إِسْحَاقُ خَفِ اللَّهَ کَأَنَّکَ تَرَاهُ وَ إِنْ کُنْتَ لاَ تَرَاهُ فَإِنَّهُ یرَاکَ فَإِنْ کُنْتَ تَرَى أَنَّهُ لاَ یرَاکَ فَقَدْ کَفَرْتَ وَ إِنْ کُنْتَ تَعْلَمُ أَنَّهُ یرَاکَ ثُمَّ بَرَزْتَ لَهُ بِالْمَعْصِیهِ فَقَدْ جَعَلْتَهُ مِنْ أَهْوَنِ النَّاظِرِینَ عَلَیکَ; اى اسحاق! آن گونه از خدا بترس که گویى او را مى بینى و اگر تو او را نمى بینى او تو را مى بیند. اگر فکر مى کنى که خدا تو را نمى بیند کافر شده اى و اگر مى دانى تو را مى بیند ولى آشکارا معصیتش را مى کنى او را کمترین بینندگان به حساب آورده اى (زیرا در برابر یک انسان عادى و حتى گاه در مقابل یک کودک حاضر نیستى بسیارى از گناهان را انجام دهى پس چگونه در محضر پروردگار مرتکب آن مى شوى؟)».[۱]

از این سخن مى توان نتیجه گرفت که بى تقوایى هاى انسان ها نتیجه ضعف ایمان آن ها به خداوند و معاد است. یا او را همه جا حاضر نمى دانند و یا وعده هاى معاد و پاداش و کیفر اعمال را کوچک مى شمرند که اگر چنین نبود روح تقوا حاکم بود.

از همین رو در حدیثى مى خوانیم که از امام صادق(علیه السلام) تفسیر تقوا را پرسیدند. امام(علیه السلام) در پاسخ فرمود: «أَنْ لاَ یفْقِدَکَ اللَّهُ حَیثُ أَمَرَکَ وَ لاَ یرَاکَ حَیثُ نَهَاکَ; حقیقت تقوا این است که خدا تو را در جایى که امر کرده، غایب نبیند و در جایى که نهى کرده حضور نداشته باشى».[۲]

امیرمؤمنان(علیه السلام) در جمله دوم از گفتار حکیمانه مورد بحث به نکته دیگرى اشاره مى کند که در واقع تکمیل کننده جمله پیشین است. مى فرماید: «و هرگاه قوى و قدرتمند مى شوى قدرت بر اطاعت خداوند داشته باش و هرگاه ضعیف و ناتوان مى گردى در برابر معصیت خداوند ضعیف و ناتوان باش»; (وَ إِذَا قَوِیتَ فَاقْوَ عَلَى طَاعَهِ اللّهِ، وَ إِذَا ضَعُفْتَ فَاضْعُفْ عَنْ مَعْصِیَهِ اللّهِ).

اشاره به این که سعى کن اسباب اطاعت را فراهم کنى و درطریق اطاعت پروردگار قوى شوى و نیز سعى کن اسباب معصیت را از میان بردارى و در طریق عصیان ضعیف شوى زیرا فراهم آوردن اسباب یا از میان بردن آن غالباً کارى است که در اختیار انسان مى باشد. مثلاً هنگامى که افراد عادى نزد علما و دانشمندان وارسته دینى بروند تا نصیحتى از آن ها بشنوند سبب مى شود که روح آن ها براى اطاعت پروردگار قوى گردد و هنگامى که از بدان و دوستان بدکار دورى کنند اسباب معصیت را از میان برداشته و خود را براى انجام آن ضعیف مى سازند.

در حدیث دیگرى از امام صادق(علیه السلام) در تفسیر آیه شریفه (وَ لِمَنْ خافَ مَقامَ رَبّهِ جَنّتانِ) آمده است: «مَنْ عَلِمَ أَنَّ اللَّهَ یراهُ وَ یسْمَعُ ما یقُوْلُ وَ یعْلَمُ ما یعْمَلُ مِنْ خَیر أَوْ شَرّ، فَیحْجُزُهُ ذلِکَ عَنِ الْقَبیحِ مِنَ الاَْعمالِ، فَذلِکَ الَّذى خافَ مَقامَ رَبِّهِ وَنَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوَى; کسى که بداند خدا او را مى بیند و آنچه را مى گوید مى شنود و از اعمال نیک و بدى که انجام مى دهد آگاه است و این امر او را از اعمال قبیح بازدارد این کسى است که از مقام پروردگارش خائف است و نفس خویش را از هوى بازمى دارد».[۳]

در آیات قرآن مجید نیز تعبیرات مختلفى دیده مى شود که در واقع گفتار امام(علیه السلام) برگرفته از آنهاست.

در آیه چهاردهم سوره علق درباره بعضى از کافران و تکذیب کنندگان پیغمبر(صلى الله علیه وآله) آمده است: «(أَلَمْ یَعْلَمْ بِأَنَّ اللهَ یَرَى); آیا او نمى دانست که خداوند اعمالش را مى بیند».

در آیه ۱۰۸ سوره نساء مى خوانیم: «(یَسْتَخْفُونَ مِنَ النَّاسِ وَلاَ یَسْتَخْفُونَ مِنَ اللهِ); آن ها زشتکارى خود را از مردم پنهان مى دارند; اما از خدا پنهان نمى دارند».
این سخن را با نکته اى که مرد سالکى بیان کرده پایان مى دهیم: نقل شده که او بعد از گناهى توبه کرده بود ولى پیوسته مى گریست. به او گفتند: چرا این قدر گریه مى کنى؟ مگر نمى دانى خداوند غفور است و آمرزنده گناهان؟ گفت: آرى ممکن است او عفو کند ولى این خجلت و شرمسارى را از این که او مرا به هنگام گناه دیده است، چگونه از خود دور سازم؟

گیرم که تو از سر گنه درگذرى *** وان شرم که دیدى که چه کردم چه کنم؟! [۴]
*****
پی نوشت:
[۱]. کافى، ج ۲، ص ۶۷، ح ۲.
[۲]. بحارالانوار، ج ۶۷، ص ۲۸۵.
[۳]. کافى، ج ۲، ص ۷، ح ۱۰.
[۴]. سند گفتار حکیمانه: تنها منبعى که مرحوم خطیب در مصادر براى این کلام شریف غیر از نهج البلاغه ذکر کرده کتاب غررالحکم آمدى است که آن را با تفاوتى ازنظر الفاظ آورده است هر چند معنا یکى است. (مصادر نهج البلاغه، ج ۴، ص۲۸۰). ولى با مراجعه به کتاب من لایحضره الفقیه مرحوم صدوق روشن مى شود که او نیز صدر آن را با تفاوتى ضمن وصیت امیرمؤمنان(علیه السلام) به فرزندش محمّد بن حنفیه ذکر نموده است (من لایحضره الفقیه، ج ۲، ص۶۲۸) و مى دانیم مرحوم صدوق پیش از سید رضى مى زیسته است. قابل توجه این که در من لا یحضر این کلام شریف به صورت دو قسمت جداگانه در دو مورد از وصیت نامه مزبور ذکر شده است. (جمله و اذا قویت… جداگانه است) (من لایحضره الفقیه، ج ۳، ص ۵۵۶).

 

 

 

برچسب‌ها:

دیدگاه‌ها

رفتن به بالای صفحه

۰۲۱۸۸۱۹۲۴۹۶-۰۹۰۳۶۵۵۶۲۰۸
با ما در تماس باشید

آدرس: استان : تهران - شهرستان : تهران - بخش : مرکزی - شهر : تهران - محله : نظامی گنجوی - کوچه شروان - خیابان ولیعصر - شروان - پلاک : -2442.0 - طبقه : 3 - واحد : 9

تمامی حقوق این سایت متعلق به نینوایان می باشد.
Copyright © 2025 neynavayan.ir