محصول به سبد خرید اضافه شد
0

حکمت ۳۹۱ نهج البلاغه: ترغیب به زهد و نهی از غفلت

تاریخ: 16 اردیبهشت 1399
بازدید: 29

ترغیب به زهد و نهی از غفلت

 

زاهد باش تا ببینى!

امام(علیه السلام) در این گفتار حکیمانه به دو نکته مهم اشاره مى کند. نخست مى فرماید:

«زهد و بى اعتنایى به (زرق و برق) دنیا پیشه کن تا خداوند چشم تو را براى دیدن عیوب آن بینا سازد»; «ازْهَدْ فِی الدُّنْیَا یُبَصِّرْکَ اللّهُ عَوْرَاتِهَا».

روشن است که انسان هرگاه دل بسته و عاشق چیزى باشد هرگز عیوب آن را نمى بیند بلکه بسیار مى شود که عیوب را محاسن و صفات برجسته مى شمرد و در حدیث مشهورى از پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) آمده است «حُبُّکَ لِلشَّىءِ یعْمِى وَ یصِمُّ; علاقه تو به چیزى، نابینا و کرت مى کند».[۱]

این مسأله با تجربه هاى شخصى کاملاً به اثبات رسیده است که در واقع محبت افراطى و عشق به چیزى، از حجاب هاى معرفت محسوب مى شود و تا این حجاب کنار نرود انسان حسن و عیب ها را از هم تشخیص نمى دهد. شاعر عرب هم مى گوید:

وَعَیْنُ الرِّضا عَن کُلِّ عَیْب کَلِیلَهٌ *** وَلکِنّ عَیْنَ السُّخْطِ تُبْدِى المَساوِیا

نگاه خوش بینانه (و عاشقانه) به چیزى، تمام عیوب را مى پوشاند ولى نگاه هاى خشمگین همه عیوب را آشکار مى سازد.
در شعرى از مجنون عامرىِ معروف درباره معشوقه اش لیلى مى خوانیم:

یَقولونَ لَیْلى سَوْدَهٌ حَبَشِیَّهٌ *** وَلَو لا سَوادُ المِسْکِ ما کانَ غالِیا

مى گویند لیلى سیاه و حبشى است (درست است ولى) اگر مشک، سیاه نباشد گران قیمت نیست.

و به گفته شاعر فارسى زبان:
اگر بر دیده مجنون نشینى *** به جز زیبایى لیلى نبینى

از همین رو گفته اند که عیوب خود را از دیگران بشنوید و در آینه وجود دیگران ببینید زیرا انسان به خود بسیار خوش بین است و همین خوش بینى مانع از مشاهده عیوب خویشتن است. این سخن درمورد تمام امورى که انسان به آن علاقه دارد صادق است. افرادى هستند که وقتى فحش هاى رکیک از فرزندانشان مى شنوند آن را شیرین زبانى مى پندارند و هنگامى که شیطنت هاى بدى از آن ها مى بینند آن را نشانه نشاط و استعداد آن ها مى شمرند.

امام(علیه السلام) درباره زیبایى هاى ظاهرى دنیا نیز هشدار مى دهد و مى فرماید: اگر مى خواهید از عیوب دنیا آگاه شوید باید زهد در دنیا را پیشه کنید. هنگامى که بى اعتنا شدید، عیوب، یکى بعد از دیگرى آشکار مى گردد.

در حدیثى از امام صادق(علیه السلام) مى خوانیم که فرمود: «مَنْ زَهِدَ فِى الدُّنْیا أَثْبَتَ اللَّهُ الْحِکْمَهَ فِى قَلْبِهِ وَ أَنْطَقَ بِهَا لِسَانَهُ وَ بَصَّرَهُ عُیوبَ الدُّنْیا دَاءَهَا وَ دَوَاءَهَا وَ أَخْرَجَهُ مِنَ الدُّنْیا سَالِماً إِلَى دَارِ السَّلاَمِ; کسى که زهد در دنیا را پیشه کند خداوند علم و دانش را در قلب او قرار مى دهد و زبانش را به آن جارى مى سازد و عیوب دنیا را به او نشان مى دهد دردهاى دنیا و دواهاى آن را مى شناسد و از دنیا سالم به دارالسلام (و جوار رحمت الهى) مى رود».[۲]

در روایت دیگرى که آن را نیز مرحوم کلینى در کتاب کافى از آن حضرت آورده است مى خوانیم: «إِذَا أَرَادَ اللَّهُ بِعَبْد خَیراً زَهَّدَهُ فِى الدُّنْیا وَ فَقَّهَهُ فِى الدِّینِ وَبَصَّرَهُ عُیوبَهَا; هنگامى که خداوند خیر و نیکى براى بنده اش اراده کند او را به دنیا بى اعتنا مى سازد و عالم به احکام دینش مى کند و عیوب دنیا را در نظرش آشکار مى سازد».[۳]

سپس امام(علیه السلام) در دومین نکته مى فرماید: «غافل مباش که (از تو غفلت ندارند و) مراقب تواند»; (وَلاَ تَغْفُلْ فَلَسْتَ بِمَغْفُول عَنْکَ!).

اشاره به این که مأموران پروردگار و فرشتگانِ ثبت اعمال، پیوسته مراقب تو مى باشند; هر عمل کوچک یا بزرگى از تو سر زند آن را ثبت مى کنند و از آن بالاتر عالم، محضر خداست و ذات پاک او به تو از تو نزدیک تر است. بنابراین هرگز مورد غفلت نخواهى بود و چون چنین است تو نیز از حال خود غافل مباش.

ارتباط این جمله با جمله اول از این جا روشن مى شود که انسان هاى فریفته دنیا غالباً از خود و آینده خویش غافل مى شوند و همین امر سبب بدبختى و تیره روزى آن ها مى شود و انسان غافل همواره در دام بلاها گرفتار مى گردد.

در حدیثى نیز از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) مى خوانیم: «عَجَبٌ لِغَافِل وَ لَیسَ بِمَغْفُول عَنْهُ وَ عَجَبٌ لِطَالِبِ الدُّنْیا وَ الْمَوْتُ یطْلُبُهُ وَ عَجَبٌ لِضَاحِک مِلْءَ فِیهِ وَ هُوَ لاَ یدْرِى أَرَضِى اللَّهُ أَمْ سَخِطَ لَهُ; در تعجبم از کسى که غافل است و از او غافل نیستند و نیز در تعجبم از کسى که در طلب دنیاست و مرگ در طلب اوست و در شگفتم از کسى که با تمام دهانش مى خندد (و قهقهه مى زند) در حالى که نمى داند خدا از او راضى است یا خشمگین».[۴]

سلمان فارسى نیز در این زمینه مى گوید: «عَجِبْتُ بِسِتّ ثَلاَثَهٌ أَضْحَکَتْنِى وَثَلاَثَهٌ أَبْکَتْنِى فَأَمَّا الَّتِى أَبْکَتْنِى فَفِرَاقُ الاَْحِبَّهِ مُحَمَّد(صلى الله علیه وآله) وَ هَوْلُ الْمُطَّلَعِ وَ الْوُقُوفُ بَینَ یدَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَمَّا الَّتِى أَضْحَکَتْنِى فَطَالِبُ الدُّنْیا وَ الْمَوْتُ یطْلُبُهُ وَ غَافِلٌ وَلَیسَ بِمَغْفُول عَنْهُ وَ ضَاحِکٌ مِلْءَ فِیهِ وَ لاَ یدْرِى أَ رَضِى لَهُ أَمْ سَخِطَ; از شش چیز در شگفتم; سه چیز مرا مى خنداند و سه چیز مرا به گریه وامى دارد. اما آنچه مرا به گریه وامى دارد جدایى دوستان عزیز است (دوستى همچون) محمّد(صلى الله علیه وآله) و وحشت قیامت و ایستادن در پیشگاه خداوند عزّوجلّ و اما آنچه مرا به خنده وامى دارد طالب دنیاست در حالى که مرگ در طلب اوست و غافل است در حالى که مورد غفلت نیست، و کسى که با تمام دهان خود مى خندد و قهقهه مى زند در حالى که نمى داند از او خوشنود شده اند یا نه»[۵]. [۶]

*****
پی نوشت:
[۱]. من لا یحضر، ج ۴، ص ۳۸۰، ح ۵۸۱۴.
[۲]. کافى، ج ۲، ص ۱۲۸، ح ۱.
[۳]. کافى، ج ۲، ص ۱۲۸، ح ۱۰.
[۴]. بحارالانوار، ج ۷۴، ص ۱۳۳، ح ۳۸.
[۵]. بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۴۵۳، ح ۲۴.
[۶]. سند گفتار حکیمانه: مرحوم خطیب در ذیل این گفتار حکیمانه تنها به این قناعت مى کند که مى گوید: شبیه این سخن در خطبه هاى ۹۷ و ۱۷۳ و ۱۸۶ گذشت. (مصادر نهج البلاغه، ج ۴، ص ۲۸۲). اضافه مى کنیم که مرحوم آمدى در غررالحکم آن را با تفاوتى ذکر کرده و به جاى عوراتها «عیوبها» آورده است. (غررالحکم، ح ۶۰۸۵)

برچسب‌ها:

دیدگاه‌ها

رفتن به بالای صفحه

۰۲۱۸۸۱۹۲۴۹۶-۰۹۰۳۶۵۵۶۲۰۸
با ما در تماس باشید

آدرس: استان : تهران - شهرستان : تهران - بخش : مرکزی - شهر : تهران - محله : نظامی گنجوی - کوچه شروان - خیابان ولیعصر - شروان - پلاک : -2442.0 - طبقه : 3 - واحد : 9

تمامی حقوق این سایت متعلق به نینوایان می باشد.
Copyright © 2025 neynavayan.ir