محصول به سبد خرید اضافه شد
0

حکمت ۳۵۵ نهج البلاغه: نکوهش تجمل گرایی

تاریخ: 27 اردیبهشت 1399
بازدید: 8

نکوهش تجمل گرایی

 

درهم و دینار تو از قصرت سر برآورده!

امام علیه السلام هنگامى که مردى از عاملان (فرمانداران) خود را دید که بناى باشکوهى ساخته به او فرمود: «درهمها (و دینارِ) تو از این بنا سر برآورده وچنین بنایى به یقین نشانه غنا و ثروت توست»؛ (وَبَنَى رَجُلٌ مِنْ عُمَّالِهِ بِنَاءً فَخْماً فَقال علیه السلام: أَطْلَعَتِ الْوَرِقُ رُؤوسَهَا! إِنَّ الْبِنَاءَ یَصِفُ لَکَ الْغِنَى).

مکرر در نهج البلاغه دیده ایم که امیرمومنان على علیه السلام درباره وضع خانه هاى مختلف سخن گفته و انگشت روى جزئیات گذاشته است و رهبرى و هدایت خود را از این طریق کامل کرده است.

در داستان خانه شریح قاضى که ظاهرآ خانه مجللى بود و نمى بایست یک قاضى کشور اسلامى چنان خانه اى براى خود تهیه کند، امام علیه السلام با لحنى ملامت آمیز مطالب مهمى را به او تذکر داد و سندى براى آن خانه درست کرد، سندى عجیب و بى سابقه، نه مانند اسناد معمولى خانه ها؛ سندى بسیار آموزنده و عبرت انگیز که ناپایدارى و بى اعتبارى دنیا را برملا مى سازد و نشان مى دهد که آنها که در بند خانه هاى مجلل و بسیار مستحکم هستند تا چه حد گرفتار غفلت و غرورند و از واقعیات مربوط به دنیا بى خبر.

 

به تعبیر امام علیه السلام اگر «شریح»، این سند اخلاقى را پیش از این مشاهده مى کرد از خرید آن خانه منصرف مى شد. (شرح کامل این نامه و این سند را در جلد نهم از همین کتاب ذیل نامه سوم مطالعه فرمایید).

 

کاربران گرامی اپلیکیشن جامع نی نوازی متن این نامه را یافتم و برای شما در اینجا می گذارم :

 

می دانم تعداد کمی از شما ممکن است این را پیدا کنید و بخوانید اما هر کس دنبال حقیقت است انشالله بی بهره نماند :

وَ رُوِیَ أَنَّ شُرَیْحَ بْنَ الْحَارِثِ قَاضِیَ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ(علیه السلام)، اشْتَرَى عَلَى عَهْدِهِ دَاراً بِثَمَانِینَ دِینَاراً، فَبَلَغَهُ ذَلِکَ، فَاسْتَدْعَى شُرَیْحاً، وَقَالَ لَهُ:
از نامه هاى امام(علیه السلام) است که به شریح بن حارث، قاضى آن حضرت (در کوفه) نوشته شده است.(۱)

نامه در یک نگاه:

این نامه که در نوع خود بى نظیر است، برخورد امام(علیه السلام) را با یکى از قضات معروف خود به هنگام خریدارى کردن یک خانه نسبتاً گران قیمت بیان مى کند و محتواى آن این است که بعد از نکوهش شریح به علت خریدارى این خانه، چیزى به نام سند براى او تنظیم مى کند; اما نه سندى مانند اسناد معمولى خانه ها، بلکه سندى بسیار عبرت انگیز و آموزنده که ناپایدارى دنیا و بى اعتبارى آن را کاملا برملا مى سازد و نشان مى دهد چه اندازه مردم گرفتار غفلت و غرورند و از واقعیات دنیا دورند و به تعبیر امام(علیه السلام)، اگر شریح این سند اخلاقى را قبلاً مشاهده مى کرد از خرید آن خانه صرف نظر مى نمود.

اما چرا امام(علیه السلام) چنین برخوردى با شریح کرد؟ آیا به راستى آن را از اموال حرام و رشوه خریدارى کرده بود؟ بعید به نظر مى رسد که امام(علیه السلام) چنین فرصتى را به قاضى کوفه داده باشد یا اینکه مى خواهد بفرماید: کسى که قاضى بر جان و مال و ناموس مردم است باید ساده زیستى را پیشه کند و الگوى مردم در این قسمت باشد.

 

این خانه را از کجا آورده اى؟!
روایت شده است که شریح بن حارث، قاضى امیر المؤمنین(علیه السلام) در دوران حکومت امام(علیه السلام)، خانه اى به هشتاد دینار خریدارى کرد، این مطلب به آن حضرت رسید، امام(علیه السلام) بعد از آنکه شریح را احضار کرد به او چنین فرمود: «به من خبر رسیده که خانه اى به قیمت هشتاد دینار خریده اى و براى آن قباله و سندى نوشته اى و بر آن گواهانى گرفته اى»; (بَلَغَنِی أَنَّکَ ابْتَعْتَ دَاراً بِثَمَانِینَ دِینَاراً، وَکَتَبْتَ لَهَا کِتَاباً، أَشْهَدْتَ فِیهِ شُهُوداً).

«شریح عرض کرد: آرى چنین بوده است اى امیر مؤمنان»; (فَقَالَ لَهُ شُرَیْحٌ: قَدْ کَانَ ذَلِکَ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ).

«راوى این روایت مى گوید: امام(علیه السلام) نگاهى خشم آلود به او کرد سپس چنین فرمود»; (قَالَ: فَنَظَرَ إِلَیْهِ نَظَرَ الْمُغْضَبِ ثُمَّ قَالَ لَهُ).
«اى شریح بدان به زودى کسى به سراغت مى آید که نه به قباله ات نگاه مى کند و نه از شهودت مى پرسد تا تو را از آن خانه آشکارا خارج کند و تنها به قبرت تحویل دهد»; (یَا شُرَیْحُ، أَمَا إِنَّهُ سَیَأْتِیکَ مَنْ لاَ یَنْظُرُ فِی کِتَابِکَ، وَلاَ یَسْأَلُکَ عَنْ بَیِّنَتِکَ، حَتَّى یُخْرِجَکَ مِنْهَا شَاخِصاً، وَیُسْلِمَکَ إِلَى قَبْرِکَ خَالِصاً).

امام(علیه السلام) در حقیقت مى فرماید: هرچند تو با قباله و سند این ملک را براى خود تثبیت کرده اى تا کسى مزاحم تو نشود; ولى هنگامى که فرشته مرگ به سراغ تو مى آید اعتنایى به اسناد تو نمى کند و تو را گرفته و از آن بیرون مى فرستد، چرا که اسناد و بیّنات به درد زندگى در دنیا مى خورد نه آن زمان که انسان راهى سراى آخرت بشود.

تعبیر به «شاخص» از مادّه شخوص به معناى مسافرت گرفته شده و مفهوم جمله این است که تو را به صورت مسافرى به عالم دیگر مى فرستند.

بعضى نیز احتمال داده اند که «شاخص» به معناى چیزى است که آشکارا دیده مى شود و انسان هنگامى که از دنیا مى رود روى دستها و شانه ها به صورت آشکار به سوى قبرش برده مى شود و نیز این احتمال داده شده که یکى از معانى شخوص خیره شدن چشم است و اشاره به این است که بسیارى هنگام مردن چشم هاى آنها باز و بى حرکت مى ماند گویى به نقطه اى خیره شده اند; ولى معناى اوّل از همه مناسب تر است. جمله «وَیُسْلِمَکَ إِلَى قَبْرِکَ خَالِصاً» اشاره به این است که انسان چیزى از اموال دنیا جز کفن با خود به گور نمى برد.

البتّه اینها همه در صورتى است که خانه را از مال حلال و طیب و طاهر خریده باشد و اگر از مال حرام یا مشکوک باشد، مصیبت بزرگ تر است، لذا امام(علیه السلام) در ادامه این سخن به این نکته اشاره کرده مى فرماید: «اى شریح نگاه کن نکند این خانه را از غیر مال خود خریده باشى یا بهاى آن را از غیر مال حلال پرداخته باشى که هم دنیا را از دست داده اى و هم آخرت را»; (فَانْظُرْ یَا شُرَیْحُ لاَ تَکُونُ ابْتَعْتَ هَذِهِ الدَّارَ مِنْ غَیْرِ مَالِکَ(۲)، أَوْ نَقَدْتَ الثَّمَنَ مِنْ غَیْرِ حَلاَلِکَ! فَإِذَا أَنْتَ قَدْ خَسِرْتَ دَارَ الدُّنْیَا وَ دَارَ الاْخِرَهِ).

در تفاوت میان جمله «مِنْ غَیْرِ مَالِکَ» و جمله «مِنْ غَیْرِ حَلاَلِکَ» با اینکه ظاهراً مضمون یکى است، ممکن است گفته شود: اولى اشاره به چیزى است که ظاهراً جزء اموال شخص نیست مثلا شریح خانه اى را که خریده قیمت آن را از بیت المال بردارد و بپردازد، چیزى که ظاهراً و واقعاً مال او نیست; اما «مِنْ غَیْرِ حَلاَلِکَ» اشاره به اموالى است که ظاهراً مال او و در اختیار اوست; ولى از طریق رشوه و غیر آن به دست آمده که حلال نیست.

جمله «قَدْ خَسِرْتَ دَارَ الدُّنْیَا» ممکن است اشاره به این باشد که مال حرام آثار وضعیه نامطلوبى دارد و باعث بدبختى انسان مى شود، همان گونه که در کلمات قصار حضرت آمده است که «اَلْحَجَرُ الْغَصْبِ فِى الدّارِ رَهْنٌ عَلى خَرابِها; یک سنگ غصبى در ساخت خانه گروگان ویرانى آن است»(۳) و یا اشاره به آن است که اگر از چنین اموال حرامى خانه خریده باشى ممکن است به زودى رسوا شوى و خسران دنیا علاوه بر آخرت دامان تو را بگیرد.

آن گاه امیر مؤمنان او را به نکته اصلى نامه توجّه مى دهد و مى فرماید:

«آگاه باش اگر هنگام خرید این خانه نزد من آمده بودى سندى را بدین گونه براى تو مى نوشتم که دیگر در خریدن این خانه حتى به بهاى یک درهم یا بیشتر رغبت نکنى»; (أَمَا إِنَّکَ لَوْ کُنْتَ أَتَیْتَنِی عِنْدَ شِرَائِکَ مَا اشْتَرَیْتَ لَکَتَبْتُ لَکَ کِتَاباً عَلَى هَذِهِ النُّسْخَهِ، فَلَمْ تَرْغَبْ فِی شِرَاءِ هَذِهِ الدَّارِ بِدِرْهَم فَمَا فَوْقُ).
جمله (بِدِرْهَم فَما فَوْقُ) ممکن است به این معنا باشد که به یک درهم یا بالاتر از آن در قلّت همان گونه که در تفسیر این آیه شریفه آمده است: «(إِنَّ اللهَ لاَ یَسْتَحْیِی أَنْ یَضْرِبَ مَثَلاً مَّا بَعُوضَهً فَمَا فَوْقَهَا); خداوند از اینکه به (موجودات ظاهراً کوچکى مانند) پشه و حتى کمتر از آن مثال بزند باکى ندارد».(۴)
*****
پی نوشت:

1 . سند نامه: ماجراى این نامه را مرحوم صدوق در امالى (قبل از نهج البلاغه) نقل کرده است که با آنچه در نهج البلاغه آمده اندکى تفاوت دارد. افرادى بعد از سیّد رضى(رحمه الله) این نامه را آورده اند با تفاوتهاى قابل ملاحظه اى که نشان مى دهد آن را از منبع دیگرى قبل از نهج البلاغه گرفته اند از جمله سبط بن جوزى است که در تذکره الخواص آن را آورده و همچنین قاضى قضایى در دستور معالم الحکم و شیخ بهایى در کتاب اربعین, ج ۳.

۲ . در بعضى از نسخ «مِنْ غَیْرِ مالِکِها» آمده که اشاره به همان غصبى بودن است; ولى با توجّه به جمله «مِنْ غَیْرِ حَلالِکَ» به نظر مى رسد که کاف در «غَیْرِ مالِک» خطاب باشد.
3 . نهج البلاغه، کلمات قصار، ۲۴۰.
4 . بقره، آیه ۲۶ .

پایان نامه

در خطبه ۲۰۹ نیز خواندیم که «علاء بن زیاد همدانى» یکى از یاران امام علیه السلام در بصره بیمار شده بود. حضرت به عیادت او رفت و هنگامى که چشمش به خانه وسیع او افتاد به صورت استفهام انکارى فرمود: «با این خانه وسیع در این دنیا چه مى خواهى بکنى، در حالى که در سراى آخرت به آن نیازمندترى؟» سپس راهى به او نشان داد که این خانه وسیع مایه ناراحتى او در آخرت نشود.

فرمود: آرى اگر بخواهى مى توانى با همین خانه وسیع به آخرت خود برسى وسعادتمند شوى؛ اینگونه که از میهمانها (ى نیازمند) در آن پذیرایى کنى و صله رحم در آن به جا آورى و حقوق شرعى آن را بپردازى.

اگر چنین کنى به وسیله این خانه، خانه آخرت تو آباد مى شود. اینگونه حوادث نشان مى دهد که تا چه اندازه پیشوایان اسلام به مسائل تربیتى و اخلاقى اهمیت مى دادند و به اصطلاح از هر سوژه اى براى طرح یکى از مسائل اخلاقى بهره مى گرفتند، با موشکافى به اطراف خود مى نگریستند و هر انحرافى را تذکر مى دادند.

بازمى گردیم به تفسیر کلام حکیمانه امام علیه السلام.

جمله «إِنَّ الْبِنَاءَ یصِفُ لَکَ الْغِنَى». اشاره به این است که این خانه نشان مى دهد تو مرد ثروتمندى هستى وهمین سبب مى شود که علامات سوال، اطراف تو به وجود آورد که یک کارگزار حکومت اسلامى این همه ثروت را از کجا به دست آورده است و مردم به غیبت تو خواهند نشست و حسودان نیز بر تو حسد خواهند برد.

آیا بهتر نبود خانه متوسطى تهیه مى کردى تا از همه این آزارها در امان بمانى؟ تعبیر به «أَطْلَعَتِ الْوَرِقُ رُءُوسَهَا؛ دِرهمهاى نقره (و دینارهاى طلا) سر و کله خود را از بالاى این بنا آشکار ساخته است» نشان مى دهد که او ثروتهایى اندوخته بود؛

ولى سعى داشت مردم از آن باخبر نشوند، زندگى به ظاهر ساده وبى آلایشى داشت. امام علیه السلام به او هشدار مى دهد که این ساختمان تو باطن تو را آشکار ساخته و آنچه را پنهان مى داشتى برملا نموده است. مردم به ثروتمند بودن تو پى برده اند و طبعآ سیل اعتراضاتشان به سوى تو سرازیر خواهد شد.

*****
نکته:
خانه مناسب و در حدّ شأن:

در بعضى از روایات اسلامى، داشتن خانه وسیع یکى از نشانه هاى سعادت شمرده شده است. در کتاب وسائل الشیعه در ابواب «احکام المساکن» به تناسب احکام مساجد، بابى تحت عنوان «اسْتِحْبَابِ سَعَهِ الْمَنْزِلِ» وجود دارد و در آن احادیث فراوانى از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و ائمه هدى درباره تشویق به وسعت منزل ذکر شده است؛ از جمله در حدیثى از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله مى خوانیم: «مِنْ سَعَادَهِ الْمَرْءِ الْمُسْلِمِ الْمَسْکَنُ الْوَاسِعُ؛

از جمله سعادتهاى انسان مسلمان این است که مسکن وسیعى داشته باشد».

در حدیث دیگرى مى خوانیم که از امام ابوالحسن (امام کاظم) علیه السلام پرسیدند: فضیلت زندگى دنیا در چیست؟ امام علیه السلام در پاسخ فرمود: «سَعَهُ الْمَنْزِلِ وَکَثْرَهُ الْمُحِبِّین؛ وسعت منزل و فزونى دوستان و محبان».

احادیث متعدد دیگرى به همین مضمون در همان باب آمده است. آیا اینگونه احادیث با آنچه در بالا از کلمات امیرمومنان على علیه السلام آمد مخالف است؟ به یقین تعارضى ندارد، زیرا منظور، خانه وسیعى است در حد متعادل نه آنچنان افراط گونه که اسباب غیبت و حسادت و یا ناراحتى مستمندان گردد و نه آنچنان تنگ و تاریک که روح انسان را آزار دهد. اسلام در هرجا طرفدار اعتدال و میانه روى است و همه پیروان خود را از افراط و تفریط برحذر مى دارد؛ افراط و تفریطى که هر دو مایه مشکلات وبدبختى هاست.

برچسب‌ها:

دیدگاه‌ها

رفتن به بالای صفحه

۰۲۱۸۸۱۹۲۴۹۶-۰۹۰۳۶۵۵۶۲۰۸
با ما در تماس باشید

آدرس: استان : تهران - شهرستان : تهران - بخش : مرکزی - شهر : تهران - محله : نظامی گنجوی - کوچه شروان - خیابان ولیعصر - شروان - پلاک : -2442.0 - طبقه : 3 - واحد : 9

تمامی حقوق این سایت متعلق به نینوایان می باشد.
Copyright © 2025 neynavayan.ir