محصول به سبد خرید اضافه شد
0

۸۲. هزار سختی اگر بر من آید آسانست

تاریخ: 12 آذر 1398
بازدید: 18

غزل ۸۲

 

هزار سختی اگر بر من آید آسان است

که دوستی و ارادت هزار چندان است

 

سفر دراز نباشد به پای طالب دوست

که خار دشت محبت گل است و ریحان است

 

اگر تو جور کنی جور نیست تربیتست

و گر تو داغ نهی داغ نیست درمان است

 

نه آبروی که گر خون دل بخواهی ریخت

مخالفت نکنم آن کنم که فرمان است

 

ز عقل من عجب آید صوابگویان را

که دل به دست تو دادن خلاف در جان است

 

من از کنار تو دور اوفتاده‌ام نه عجب

گرم قرار نباشد که داغ هجران است

 

عجب در آن سر زلف معنبر مفتول

که در کنار تو خسبد چرا پریشان است

 

جماعتی که ندانند حظ روحانی

تفاوتی که میان دواب و انسان است

 

گمان برند که در باغ عشق سعدی را

نظر به سیب زنخدان و نار پستان است

 

مرا هرآینه خاموش بودن اولی‌تر

که جهل پیش خردمند عذر نادان است

 

و ما ابرئ نفسی و لا ازکیها

که هر چه نقل کنند از بشر در امکان است

برچسب‌ها:

دیدگاه‌ها

رفتن به بالای صفحه

۰۲۱۸۸۱۹۲۴۹۶-۰۹۰۳۶۵۵۶۲۰۸
با ما در تماس باشید

آدرس: استان : تهران - شهرستان : تهران - بخش : مرکزی - شهر : تهران - محله : نظامی گنجوی - کوچه شروان - خیابان ولیعصر - شروان - پلاک : -2442.0 - طبقه : 3 - واحد : 9

تمامی حقوق این سایت متعلق به نینوایان می باشد.
Copyright © 2025 neynavayan.ir