محصول به سبد خرید اضافه شد
0

۷۷۹. همه خفتند و من دلشده را خواب نبرد

تاریخ: 19 آذر 1398
بازدید: 182

شماره ۷۷۹

همه خفتند و من دلشده را خواب نبرد

همه شب دیده من بر فلک استاره شمرد

 

خوابم از دیده چنان رفت که هرگز ناید

خواب من زهر فراق تو بنوشید و بمرد

 

چه شود گر ز ملاقات دوایی سازی

خسته‌ای را که دل و دیده به دست تو سپرد

 

نه به یک بار نشاید در احسان بستن

صافی ار می‌ندهی کم ز یکی جرعه درد

 

همه انواع خوشی حق به یکی حجره نهاد

هیچ کس بی‌تو در آن حجره ره راست نبرد

 

گر شدم خاک ره عشق مرا خرد مبین

آنک کوبد در وصل تو کجا باشد خرد

 

آستینم ز گهرهای نهانی پر دار

آستینی که بسی اشک از این دیده سترد

 

شحنه عشق چو افشرد کسی را شب تار

ماهت اندر بر سیمینش به رحمت بفشرد

 

دل آواره اگر از کرمت بازآید

قصه شب بود و قرص مه و اشتر و کرد

 

این جمادات ز آغاز نه آبی بودند

سرد سیرست جهان آمد و یک یک بفسرد

 

خون ما در تن ما آب حیاتست و خوش است

چون برون آید از جای ببینش همه ارد

 

مفسران آب سخن را و از آن چشمه میار

تا وی اطلس بود آن سوی و در این جانب برد

برچسب‌ها:

دیدگاه‌ها

رفتن به بالای صفحه

۰۲۱۸۸۱۹۲۴۹۶-۰۹۰۳۶۵۵۶۲۰۸
با ما در تماس باشید

آدرس: استان : تهران - شهرستان : تهران - بخش : مرکزی - شهر : تهران - محله : نظامی گنجوی - کوچه شروان - خیابان ولیعصر - شروان - پلاک : -2442.0 - طبقه : 3 - واحد : 9

تمامی حقوق این سایت متعلق به نینوایان می باشد.
Copyright © 2025 neynavayan.ir