محصول به سبد خرید اضافه شد
0

۴۴. بوی گل و بانگ مرغ برخاست

تاریخ: 12 آذر 1398
بازدید: 7

غزل ۴۴

 

بوی گل و بانگ مرغ برخاست

هنگام نشاط و روز صحراست

 

فراش خزان ورق بیفشاند

نقاش صبا چمن بیاراست

 

ما را سر باغ و بوستان نیست

هر جا که تویی تفرج آن جاست

 

گویند نظر به روی خوبان

نهیست نه این نظر که ما راست

 

در روی تو سر صنع بی چون

چون آب در آبگینه پیداست

 

چشم چپ خویشتن برآرم

تا چشم نبیندت به جز راست

 

هر آدمیی که مهر مهرت

در وی نگرفت سنگ خاراست

 

روزی تر و خشک من بسوزد

آتش که به زیر دیگ سوداست

 

نالیدن بی‌حساب سعدی

گویند خلاف رای داناست

 

از ورطه ما خبر ندارد

آسوده که بر کنار دریاست

برچسب‌ها:

دیدگاه‌ها

رفتن به بالای صفحه

۰۲۱۸۸۱۹۲۴۹۶-۰۹۰۳۶۵۵۶۲۰۸
با ما در تماس باشید

آدرس: استان : تهران - شهرستان : تهران - بخش : مرکزی - شهر : تهران - محله : نظامی گنجوی - کوچه شروان - خیابان ولیعصر - شروان - پلاک : -2442.0 - طبقه : 3 - واحد : 9

تمامی حقوق این سایت متعلق به نینوایان می باشد.
Copyright © 2025 neynavayan.ir