محصول به سبد خرید اضافه شد
0

۴۱. دیر آمدی‌ای نگار سرمست

تاریخ: 12 آذر 1398
بازدید: 7

غزل ۴۱

 

دیر آمدی ای نگار سرمست

زودت ندهیم دامن از دست

 

بر آتش عشقت آب تدبیر

چندان که زدیم بازننشست

 

از روی تو سر نمی‌توان تافت

وز روی تو در نمی‌توان بست

 

از پیش تو راه رفتنم نیست

چون ماهی اوفتاده در شست

 

سودای لب شکردهانان

بس توبه صالحان که بشکست

 

ای سرو بلند بوستانی

در پیش درخت قامتت پست

 

بیچاره کسی که از تو ببرید

آسوده تنی که با تو پیوست

 

چشمت به کرشمه خون من ریخت

وز قتل خطا چه غم خورد مست

 

سعدی ز کمند خوبرویان

تا جان داری نمی‌توان جست

 

ور سر ننهی در آستانش

دیگر چه کنی دری دگر هست؟

برچسب‌ها:

دیدگاه‌ها

رفتن به بالای صفحه

۰۲۱۸۸۱۹۲۴۹۶-۰۹۰۳۶۵۵۶۲۰۸
با ما در تماس باشید

تمامی حقوق این سایت متعلق به نینوایان می باشد.
Copyright © 2025 neynavayan.ir