۳. سفر از شهر تقلید به تحقیق

سفر نی نواز از شهرِ تقلید به شهرِ تحقیق
نی نواز آثار بسیاری را در شهرِ نی نوازان به گوشِ خویش، رسانده است اما برترین ها را منفک نمودی و آنها که بمهاشان خروشان بود و اوجهاشان درخشان، جدا نمود و نیت همی کرده که به رسم تقلید، مُقلٌِدشان کند[۱]. چند صباحی بر این هزار راه با هزار پا رفتی و چندی دِگر بر ره و رسم دیگری نواختی الآخرالامر خود را استادِ مسلمِِ تقلید یافتی .
ناگه روزی به اندیشه فرو رفتی که فلان شخص چو مِنبر برفت پیوسته اصحاب را به نواختن نی از طُرقی عجیب اجبار همی کرد و هرکس این جبر نپذیرفتی در جرگه ی نی نوازان پذیرفته نشاید. عفاک الله. بر این حدیثِ تقلیدگون تو هم چندی از طریق(ثِ) صدای نی درآوردی و روزی(پِ) و روزگاری(چ)، به هر طرف از شهرِ نی نوازان می نگریستی پر از چِ رت و پِ رت بود . این غریبُ العجائب را روزی به تحقیق گرفتی و ردای تقلید از تن برون کرده، ناگه دیدی که بالانصاف، عالمِ تقلید بس تیره و تار است. النهایه نادم و عاجز راه مستقیم که همانا تحقیق بود پیش گرفتی و ندا آمدت
از بد پشیمان میشوی الله گویان میشوی
آن دم تو را او میکشد تا وارهاند مر تو را[۲]
باری؛ دیوار شهر[۳] هویدا گشت و محقق، عاقبت به خیر.
نقش مستوری و مستی نه به دست من و توست
آنچه سلطان ازل گفت بکن آن کردم
دارم از لطفِ ازل جنت فردوس طمع
گر چه دربانی میخانه فراوان کردم[۴]
[۱] آنها را مرجعِ تقلید خود قرار دهد.
[۲] وَهُوَ الَّذِی یَقْبَلُ التَّوْبَهَ عَنْ عِبَادِهِ وَیَعْفُو عَنِ السَّیِّئَاتِ وَیَعْلَمُ مَا تَفْعَلُونَ( آیه ۲۵، شوری)، مولانا
[۳] شهر تحقیق
[۴] حافظ

دیدگاهها