محصول به سبد خرید اضافه شد
0

۳۹. بی تو حرامست به خلوت نشست

تاریخ: 12 آذر 1398
بازدید: 11

غزل ۳۹

 

بی تو حرام است به خلوت نشست

حیف بود در به چنین روی بست

 

دامن دولت چو به دست اوفتاد

گر بهلی بازنیاید به دست

 

این چه نظر بود که خونم بریخت

وین چه نمک بود که ریشم بخست

 

هر که بیفتاد به تیرت نخاست

وان که درآمد به کمندت نجست

 

ما به تو یک باره مقید شدیم

مرغ به دام آمد و ماهی به شست

 

صبر قفا خورد و به راهی گریخت

عقل بلا دید و به کنجی نشست

 

بار مذلت بتوانم کشید

عهد محبت نتوانم شکست

 

وین رمقی نیز که هست از وجود

پیش وجودت نتوان گفت هست

 

هرگز اگر راه به معنی برد

سجده صورت نکند بت پرست

 

مستی خمرش نکند آرزو

هر که چو سعدی شود از عشق مست

برچسب‌ها:

دیدگاه‌ها

رفتن به بالای صفحه

۰۲۱۸۸۱۹۲۴۹۶-۰۹۰۳۶۵۵۶۲۰۸
با ما در تماس باشید

آدرس: استان : تهران - شهرستان : تهران - بخش : مرکزی - شهر : تهران - محله : نظامی گنجوی - کوچه شروان - خیابان ولیعصر - شروان - پلاک : -2442.0 - طبقه : 3 - واحد : 9

تمامی حقوق این سایت متعلق به نینوایان می باشد.
Copyright © 2025 neynavayan.ir