محصول به سبد خرید اضافه شد
0

۳۸

تاریخ: 8 آذر 1398
بازدید: 147

حکایت سی و هشتم

 

یکی بر سر راهی مست خفته بود و زمام اختیار از دست رفته عابدی بر وی گذر کرد و در آن حالت مستقبح او نظر کرد جوان از خواب مستی سر بر آورد و گفت
اذا مَرّوا بِاللغو مَرّوا کراماً . .

اگر من ناجوانمردم به کردار
تو بر من چون جوانمردان گذر کن

دریای فراوان نشود تیره به سنگ
عارف که برنجد تنک آب است هنوز

ای برادر چو خاک خواهی شد
خاک شو پیش از آن که خاک شوی

برچسب‌ها:

دیدگاه‌ها

رفتن به بالای صفحه

۰۲۱۸۸۱۹۲۴۹۶-۰۹۰۳۶۵۵۶۲۰۸
با ما در تماس باشید

آدرس: استان : تهران - شهرستان : تهران - بخش : مرکزی - شهر : تهران - محله : نظامی گنجوی - کوچه شروان - خیابان ولیعصر - شروان - پلاک : -2442.0 - طبقه : 3 - واحد : 9

تمامی حقوق این سایت متعلق به نینوایان می باشد.
Copyright © 2025 neynavayan.ir