محصول به سبد خرید اضافه شد
0

۲۶۴. هر که مجموع نباشد به تماشا نرود

تاریخ: 24 آذر 1398
بازدید: 388

غزل ۲۶۴

هر که مجموع نباشد به تماشا نرود

یار با یار سفرکرده به تنها نرود

 

باد آسایش گیتی نزند بر دل ریش

صبح صادق ندمد تا شب یلدا نرود

 

بر دل آویختگان عرصه عالم تنگست

کان که جایی به گل افتاد دگر جا نرود

 

هرگز اندیشه یار از دل دیوانه عشق

به تماشای گل و سبزه و صحرا نرود

 

به سر خار مغیلان بروم با تو چنان

به ارادت که یکی بر سر دیبا نرود

 

با همه رفتن زیبای تذرو اندر باغ

که به شوخی برود پیش تو زیبا نرود

 

گر تو ای تخت سلیمان به سر ما زین دست

رفت خواهی عجب ار مورچه در پا نرود

 

باغبانان به شب از زحمت بلبل چونند

که در ایام گل از باغچه غوغا نرود

 

همه عالم سخنم رفت و به گوشت نرسید

آری آنجا که تو باشی سخن ما نرود

 

هر که ما را به نصیحت ز تو می‌پیچد روی

گو به شمشیر که عاشق به مدارا نرود

 

ماه رخسار بپوشی تو بت یغمایی

تا دل خلقی از این شهر به یغما نرود

 

گوهر قیمتی از کام نهنگان آرند

هر که او را غم جانست به دریا نرود

 

سعدیا بار کش و یار فراموش مکن

مهر وامق به جفا کردن عذرا نرود

برچسب‌ها:

دیدگاه‌ها

رفتن به بالای صفحه

۰۲۱۸۸۱۹۲۴۹۶-۰۹۰۳۶۵۵۶۲۰۸
با ما در تماس باشید

آدرس: استان : تهران - شهرستان : تهران - بخش : مرکزی - شهر : تهران - محله : نظامی گنجوی - کوچه شروان - خیابان ولیعصر - شروان - پلاک : -2442.0 - طبقه : 3 - واحد : 9

تمامی حقوق این سایت متعلق به نینوایان می باشد.
Copyright © 2025 neynavayan.ir