محصول به سبد خرید اضافه شد
0

۲۳۵. بلبلی بی‌دل نوایی می‌زند

تاریخ: 24 آذر 1398
بازدید: 9

غزل ۲۳۵

بلبلی بی‌دل نوایی می‌زند

بادپیمایی هوایی می‌زند

 

کس نمی‌بینم ز بیرون سرای

و اندرونم مرحبایی می‌زند

 

آتشی دارم که می‌سوزد وجود

چون بر او باد صبایی می‌زند

 

گر چه دریا را نمی‌بیند کنار

غرقه حالی دست و پایی می‌زند

 

فتنه‌ای بر بام باشد تا یکی

سر به دیوار سرایی می‌زند

 

آشنایان را جراحت مرهمست

زان که شمشیر آشنایی می‌زند

 

حیف باشد دست او در خون من

پادشاهی با گدایی می‌زند

 

بنده‌ام گر بی گناهی می‌کشد

راضیم گر بی خطایی می‌زند

 

شکر نعمت می‌کنم گر خلعتی

می‌فرستد یا قفایی می‌زند

 

ناپسندیده‌ست پیش اهل رای

هر که بعد از عشق رایی می‌زند

 

محتسب گو چنگ میخواران بسوز

مطرب ما خوش به تایی می‌زند

 

دود از آتش می‌رود خون از قتیل

سعدی این دم هم ز جایی می‌زند

برچسب‌ها:

دیدگاه‌ها

رفتن به بالای صفحه

۰۲۱۸۸۱۹۲۴۹۶-۰۹۰۳۶۵۵۶۲۰۸
با ما در تماس باشید

آدرس: استان : تهران - شهرستان : تهران - بخش : مرکزی - شهر : تهران - محله : نظامی گنجوی - کوچه شروان - خیابان ولیعصر - شروان - پلاک : -2442.0 - طبقه : 3 - واحد : 9

تمامی حقوق این سایت متعلق به نینوایان می باشد.
Copyright © 2025 neynavayan.ir