محصول به سبد خرید اضافه شد
0

۲۳۲. دو چشم مست تو کز خواب صبح برخیزند

تاریخ: 24 آذر 1398
بازدید: 494

غزل ۲۳۲

دو چشم مست تو کز خواب صبح برخیزند

هزار فتنه به هر گوشه‌ای برانگیزند

 

چگونه انس نگیرند با تو آدمیان

که از لطافت خوی تو وحش نگریزند

 

چنان که در رخ خوبان حلال نیست نظر

حلال نیست که از تو نظر بپرهیزند

 

غلام آن سر و پایم که از لطافت و حسن

به سر سزاست که پیشش به پای برخیزند

 

تو قدر خویش ندانی ز دردمندان پرس

کز اشتیاق جمالت چه اشک می‌ریزند

 

قرار عقل برفت و مجال صبر نماند

که چشم و زلف تو از حد برون دلاویزند

 

مرا مگوی نصیحت که پارسایی و عشق

دو خصلتند که با یک دگر نیامیزند

 

رضا به حکم قضا اختیار کن سعدی

که شرط نیست که با زورمند بستیزند

برچسب‌ها:

دیدگاه‌ها

رفتن به بالای صفحه

۰۲۱۸۸۱۹۲۴۹۶-۰۹۰۳۶۵۵۶۲۰۸
با ما در تماس باشید

آدرس: استان : تهران - شهرستان : تهران - بخش : مرکزی - شهر : تهران - محله : نظامی گنجوی - کوچه شروان - خیابان ولیعصر - شروان - پلاک : -2442.0 - طبقه : 3 - واحد : 9

تمامی حقوق این سایت متعلق به نینوایان می باشد.
Copyright © 2025 neynavayan.ir