محصول به سبد خرید اضافه شد
0

۱۷۷. هر گه که بر من آن بت عیار بگذرد

تاریخ: 21 آذر 1398
بازدید: 463

غزل ۱۷۷

هر گه که بر من آن بت عیار بگذرد

صد کاروان عالم اسرار بگذرد

 

مست شراب و خواب و جوانی و شاهدی

هر لحظه پیش مردم هشیار بگذرد

 

هر گه که بگذرد بکشد دوستان خویش

وین دوست منتظر که دگربار بگذرد

 

گفتم به گوشه‌ای بنشینم چو عاقلان

دیوانه‌ام کند چو پری وار بگذرد

 

گفتم دری ز خلق ببندم به روی خویش

دردیست در دلم که ز دیوار بگذرد

 

بازار حسن جمله خوبان شکسته‌ای

ره نیست کز تو هیچ خریدار بگذرد

 

غایب مشو که عمر گران مایه ضایعست

الا دمی که در نظر یار بگذرد

 

آسایشست رنج کشیدن به بوی آنک

روزی طبیب بر سر بیمار بگذرد

 

ترسم که مست و عاشق و بی‌دل شود چو ما

گر محتسب به خانه خمار بگذرد

 

سعدی به خویشتن نتوان رفت سوی دوست

کان جا طریق نیست که اغیار بگذرد

برچسب‌ها:

دیدگاه‌ها

رفتن به بالای صفحه

۰۲۱۸۸۱۹۲۴۹۶-۰۹۰۳۶۵۵۶۲۰۸
با ما در تماس باشید

آدرس: استان : تهران - شهرستان : تهران - بخش : مرکزی - شهر : تهران - محله : نظامی گنجوی - کوچه شروان - خیابان ولیعصر - شروان - پلاک : -2442.0 - طبقه : 3 - واحد : 9

تمامی حقوق این سایت متعلق به نینوایان می باشد.
Copyright © 2025 neynavayan.ir