محصول به سبد خرید اضافه شد
0

۱۷۵. بازت ندانم از سر پیمان ما که برد

تاریخ: 21 آذر 1398
بازدید: 460

غزل ۱۷۵

بازت ندانم از سر پیمان ما که برد

باز از نگین عهد تو نقش وفا که برد

 

چندین وفا که کرد چو من در هوای تو

وان گه ز دست هجر تو چندین جفا که برد

 

بگریست چشم ابر بر احوال زار من

جز آه من به گوش وی این ماجرا که برد

 

گفتم لب تو را که دل من تو برده‌ای

گفتا کدام دل چه نشان کی کجا که برد

 

سودا مپز که آتش غم در دل تو نیست

ما را غم تو برد به سودا تو را که برد

 

توفیق عشق روی تو گنجیست تا که یافت

باز اتفاق وصل تو گوییست تا که برد

 

جز چشم تو که فتنه قتال عالمست

صد شیخ و زاهد از سر راه خدا که برد

 

سعدی نه مرد بازی شطرنج عشق توست

دستی به کام دل ز سپهر دغا که برد

برچسب‌ها:

دیدگاه‌ها

رفتن به بالای صفحه

۰۲۱۸۸۱۹۲۴۹۶-۰۹۰۳۶۵۵۶۲۰۸
با ما در تماس باشید

آدرس: استان : تهران - شهرستان : تهران - بخش : مرکزی - شهر : تهران - محله : نظامی گنجوی - کوچه شروان - خیابان ولیعصر - شروان - پلاک : -2442.0 - طبقه : 3 - واحد : 9

تمامی حقوق این سایت متعلق به نینوایان می باشد.
Copyright © 2025 neynavayan.ir