محصول به سبد خرید اضافه شد
0

۱۶۹. تو را ز حال پریشان ما چه غم دارد

تاریخ: 21 آذر 1398
بازدید: 466

غزل ۱۶۹

تو را ز حال پریشان ما چه غم دارد

اگر چراغ بمیرد صبا چه غم دارد

 

تو را که هر چه مرادست می‌رود از پیش

ز بی مرادی امثال ما چه غم دارد

 

تو پادشاهی گر چشم پاسبان همه شب

به خواب درنرود پادشا چه غم دارد

 

خطاست این که دل دوستان بیازاری

ولیک قاتل عمد از خطا چه غم دارد

 

امیر خوبان آخر گدای خیل توایم

جواب ده که امیر از گدا چه غم دارد

 

بکی العذول علی ماجری لاجفانی

رفیق غافل از این ماجرا چه غم دارد

 

هزار دشمن اگر در قفاست عارف را

چو روی خوب تو دید از قفا چه غم دارد

 

قضا به تلخی و شیرینی ای پسر رفتست

تو گر ترش بنشینی قضا چه غم دارد

 

بلای عشق عظیمست لاابالی را

چو دل به مرگ نهاد از بلا چه غم دارد

 

جفا و هر چه توانی بکن که سعدی را

که ترک خویش گرفت از جفا چه غم دارد

برچسب‌ها:

دیدگاه‌ها

رفتن به بالای صفحه

۰۲۱۸۸۱۹۲۴۹۶-۰۹۰۳۶۵۵۶۲۰۸
با ما در تماس باشید

آدرس: استان : تهران - شهرستان : تهران - بخش : مرکزی - شهر : تهران - محله : نظامی گنجوی - کوچه شروان - خیابان ولیعصر - شروان - پلاک : -2442.0 - طبقه : 3 - واحد : 9

تمامی حقوق این سایت متعلق به نینوایان می باشد.
Copyright © 2025 neynavayan.ir