محصول به سبد خرید اضافه شد
0

۱۰۹. بیا بیا که مرا با تو ماجرایی هست

تاریخ: 16 آذر 1398
بازدید: 11

غزل ۱۰۹

 

بیا بیا که مرا با تو ماجرایی هست

بگوی اگر گنهی رفت و گر خطایی هست

 

روا بود که چنین بی‌حساب دل ببری

مکن که مظلمه خلق را جزایی هست

 

توانگران را عیبی نباشد ار وقتی

نظر کنند که در کوی ما گدایی هست

 

به کام دشمن و بیگانه رفت چندین روز

ز دوستان نشنیدم که آشنایی هست

 

کسی نماند که بر درد من نبخشاید

کسی نگفت که بیرون از این دوایی هست

 

هزار نوبت اگر خاطرم بشورانی

از این طرف که منم همچنان صفایی هست

 

به دود آتش ماخولیا دماغ بسوخت

هنوز جهل مصور که کیمیایی هست

 

به کام دل نرسیدیم و جان به حلق رسید

و گر به کام رسد همچنان رجایی هست

 

به جان دوست که در اعتقاد سعدی نیست

که در جهان به جز از کوی دوست جایی هست

برچسب‌ها:

دیدگاه‌ها

رفتن به بالای صفحه

۰۲۱۸۸۱۹۲۴۹۶-۰۹۰۳۶۵۵۶۲۰۸
با ما در تماس باشید

آدرس: استان : تهران - شهرستان : تهران - بخش : مرکزی - شهر : تهران - محله : نظامی گنجوی - کوچه شروان - خیابان ولیعصر - شروان - پلاک : -2442.0 - طبقه : 3 - واحد : 9

تمامی حقوق این سایت متعلق به نینوایان می باشد.
Copyright © 2025 neynavayan.ir