در باب هفت شهر نی( اسفار هفتگانه انسان )

در باب هفت شهر نی
هفت شهر نی، شهرهاییست که نی نواز به دنبالِ شنیدنِ ژوست ترین صدایِ عالم از آنها می گذرد. تنها یک راه[۱]، از میان هزاران راه می تواند این شهرها را به هم وصل کند[۲]. (اهدِنَا الصِّراطَ المُستَقِیمَ (حمد، آیه ۶)). اما مستقیم به چه معنا؟[۳] عمودی یا افقی؟ توفیری نمی کند.
گر بدانم که وصال تو بدین دست دهد
دین و دل را همه دربازم و توفیر کنم[۴]
نی نواز باید حتماً ژوست ترین صدا را بشنود. درونش دائماً در طلب این صدا، در غلیان است و به هر صدایی که می رسد، اندکی با آن یکی می شود اما فالش است و عطش وی بر یافتن آن صدا دوصد چندان می شود. به نظر مولانا با چیزی احساس یگانگی کرده که فیالواقع خودش نیست. از دید او هیچ کدام از صداهایی که ما در اندیشه خود تصور میکنیم، با ما یکی نمی شود.
خودِ واقعی ما امری بدونِ صداست و هیچ صدایی ندارد. نی نواز می داند که اگر با هر آنچه که صدادار است احساسِ یگانگی کند، خود را گم کرده یا به تعبیرِ دقیقتر، خودش را به دست نیاورده و نهایتاً اذنِ ورود به هیچ شهری را نخواهد یافت.
سفر از اندیشه، جسم، نفس، ملیت، ثروت، محبوبیت،ساز نی، شهرت، قدرت، احترام، حیثیت و هر چیز دیگری که دارای یک صدایِ متعین است و انسان را از سایر انسانها باز میدارند، سفری از خود یا خودهایِ دروغین به خودِ راستین است. نی نواز می داند که این بزرگترین مهاجرت برای یافتنِ بهترین صداست. اما چه صدایی؟ راه کجاست؟
لاجرم نی را بر کوله بارش حمل می کند و راهی سفر می شود. او میداند سفرِ سنگینی در راه است که تشخیص اعوجاج از مستقیم بر وی ثقیل خواهد آمد اما چه کند با غلیانِ درون و صدایی که میداند چیست[۵] ولی نمی داند از چیست.[۶]
نام اولین شهری که بدان خواهد رسید «حق نوازی یا حقیقت نوازی» است .
[۱] نفس پاک و سرشت نیکو
[۲] منجر به تولید صدای ژوست شود
[۳] وَالَّذِینَ کَذَّبُواْ بِایَتِنَا صُمٌّ وَبُکْمٌ فِى الظُّلُمَتِ مَن یَشَإِ اللَّهُ یُضْلِلْهُ وَمَن یَشَأْ یَجْعَلْهُ عَلَى صِراطٍ مُّسْتَقِیمٍ(انعام آیه ۳۹)
[۴] حافظ
[۵] گمان میکند آن صدای زیبا که شنیده، از نی است
[۶] ناله عاشق. زیباترین صدای عالم است. در بهشت این لحن ها بشنوده ایم. به ناله کار میسر نمی شود سعدی / ولیک ناله بیچارگان خوش است بنال(سعدی)

دیدگاهها