محصول به سبد خرید اضافه شد
0

۷. ورود به شهر عشق و برپایی ضیافت امجد

تاریخ: 7 مرداد 1399
بازدید: 8

 

ورود نی نواز به شهرِ عشق”ضیافت امجد” [۱]

 

از کجا به عشق ؟ از هر کجا به جز عشق. از محبت به عشق. از نفرت به عشق. از دلبستگی به عشق . در حالی که نی نواز خود را از دلبستگی های دنیا نجات می دهد . مقصود است که خود را از دستِ سازش هم نجات دهد. لغزان و خیزان به شهرِ عشق نزدیک و نزدیکتر می شود در اندیشه ی آن است که انفکاکی مابین دلبستگی به نی و عشق بیاید. او دلبستگی را سوای عشق یافته است و نهایتاً دل از همه ی دنیا و دلبستگی ها می شوید. نفرت که معلوم الحال است اما محبت هم از عشق تفکیک می کند. به سازش می نگرد. تا کنون نی را برای خودش می خواسته تا رفعِ دلگیری کند. اما گویی عشق را سخنی دگر است . عشق، معشوق را برای معشوق می طلبد. عاشق خود را فدای معشوق می کند. معشوقی که برای رفعِ حوائج او بوده، هرگز عشق نبوده، دلبستگی نام داشته، از خانواده عقل بوده.

 

گر ز خود و هر دو کون پاک تبرا شوی

راست بود آن زمان از تو تولایِ عشق

 

یک بار دگر به نی می نگرد. عقل و دانایی را در اسفار گذشته بر زمین نهاده و امروز سبکبال و بینا، ره عشق میزند. گویی نوایی که به گوشش رسیده بود امروز بر تمامِ وجودش رسیده و نوای نی نیست. اما یک بار دیگر بر نی می دمد

 

یک نَفَس بر نی دمید و اختلافش شد عیان

این نه آن بودش که در اَسفار می کردش بیان[۲]

 

ساز نی را هم بر زمین می نهد. با پای برهنه[۳] و دستِ خالی[۴] به شهر عشق وارد می شود. خود را به “ضیافتِ امجد” می رساند. مسافر از  بهر شنیدن صدایی دُرُست، هفت هجرت نموده و امروز، نه سازی در دست و نه هوشی در سر، چنان تسخیر جلوه یِ اسرار حضرتِ حق گشته که در وصفش گویند

 

کس درین وادی به جز آتش مباد

وانکه آتش نیست عیشش خوش مباد

این بود درسی[۵] امجد[۶] که از ذهنِ امجد[۷] بر گنبدِ آسمانِ لایتناهی معرفت در سی ورق از دفتر روزگار تحریر گشت. در پایان مرا وصیتی به نی نوازان است: « وقتی خواستی نی بنوازی، چنان بنواز که خدا مخاطب است، نه امجد و اصغر.»

حامد امجدیان

۱۳۹۸ خورشیدی


[۱] ضیافتی اسرارآمیز است که نویسنده کتاب آن را متصور است . خیالیست.در شهر هفتم برگزار می گردد. گویند ژوست ترین صدای عالم در آنجا نواخته می شود. سکوت هم در آنجا شنیده می شود. چنان که در وصفِ این ضیافت نه کلامی حاذق است و نه نوایی مبین .

[۲] حامد امجدیان

 [۳] عاشق به دنبال کشف الشهودی عارفانه از دانایی به بینایی سفر کرده است.

[۴] دستِ خالی همان دستانِ بدون سازاست. دل کندن از تعلقات دنیوی و فارغ شدن از دنیاست

[۵] کنایه از سی سالگی نویسنده دارد

[۶] بزرگوار و جوانمرد و باشرف، دهخدا

[۷] امجدیان، حامد خالقِ هفت شهر نی و اسفار هفتگانه نی نوازان( انسان )

برچسب‌ها:

دیدگاه‌ها

رفتن به بالای صفحه

۰۲۱۸۸۱۹۲۴۹۶-۰۹۰۳۶۵۵۶۲۰۸
با ما در تماس باشید

آدرس: استان : تهران - شهرستان : تهران - بخش : مرکزی - شهر : تهران - محله : نظامی گنجوی - کوچه شروان - خیابان ولیعصر - شروان - پلاک : -2442.0 - طبقه : 3 - واحد : 9

تمامی حقوق این سایت متعلق به نینوایان می باشد.
Copyright © 2025 neynavayan.ir