یک گل ز باغ دوست، کسی بو نمیکند
یک دمک، با خودآ، ببین چه کسی
نگشود مرا ز یاریت کار
من آینهٔ طلعت معشوق وجودم
مقصود و مراد کون دیدیم
مضی فی غفله عمری، کذلک یذهب الباقی
عهد جوانی گذشت، در غم بود و نبود
دلا! باز این همه افسردگی چیست؟
روی تو گل تازه و خط سبزهٔ نوخیز
دگر از درد تنهایی، به جانم یار میباید
تازه گردید از نسیم صبحگاهی، جان من
تا سرو قباپوش تو را دیدهام امروز
پای امیدم، بیابان طلب گم کردهای
به عالم هر دلی کاو هوشمند است
به شهر عافیت، مأوی ندارم
بگذر ز علم رسمی، که تمام قیل و قال است
آنها که ربودهٔ الستند
آنانکه شمع آرزو در بزم عشق افروختند
آتش به جانم افکند، شوق لقای دلدار
جاء البرید مبشرا من بعد ما طال المدا
ای خاک درت سرمهٔ ارباب بصارت
الهی الهی، به حق پیمبر
اگر کنم گله من از زمانهٔ غدار
ساقیا! بده جامی، زان شراب روحانی
رفتن به بالای صفحه
آدرس: استان : تهران - شهرستان : تهران - بخش : مرکزی - شهر : تهران - محله : نظامی گنجوی - کوچه شروان - خیابان ولیعصر - شروان - پلاک : -2442.0 - طبقه : 3 - واحد : 9
تمامی حقوق این سایت متعلق به نینوایان می باشد.
Copyright © 2025 neynavayan.ir